تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
شوهر بنده راننده اتوبوس خط تهران مسافرى داشت كه خواهش كرد مرا پياده كن و چند مترى مانده به ايستگاه پياده كرد و بعد حركت كرد معلوم شد خانم كه از درب عقب پياده شده چادرش لاى درب اتومبيل گير كرده و خانم كشيده شده زير لاستيك و مرده است مدت دو ماه است در زندان است ، ما بىسرپرست و شوهر زن رضايت داده اما بچه كوچك دارد در نظر شرع اسلام وظيفهء شوهرم چيست ؟ و از آن طرف ما خرجى نداريم و قتل غيرعمد بوده است . با يك دنيا معذرت . بسمه تعالى ، اگر ثابت است كه قتل عمدى نبوده ديه دارد و ديه آن با عاقله است . [ سؤال 11487 ] 66003786 بسمه تعالى 8 / 10 / 1361 حضور محترم دفتر حضرت امام ، احتراماً ؛ به عرض مباركتان مىرساند : در تاريخ 14 / 1 / 1361 دو نفر از اهالى روستاى ما مىخواستند در زمين شرعى و قانونى پدرم مبادرت به درست كردن ساختمان نمايند ، كه پدرم جهت اعتراض پيش آن‌ها رفت ، ولى آن‌ها به‌جاى دست كشيدن از عمل غيراسلامى و انسانى خود ، با گلوله به پدرم حمله كردند و خواهرم كه مىبيند مىخواهند پدرم را به قتل برسانند ، خود را به روى پدرم مىاندازد ، كه آن‌ها ابتدا با گلوله خواهرم را مجروح ، و بعد پدرم را به قتل مىرسانند . بعد از چهل روز از اين موضوع ، طرف مقابل ما به خانه‌هاى ما حمله مىكنند و اموال عده‌اى از ما را به غارت مىبرند و ما هم به تعقيب آن‌ها پرداختيم ، كه اموال خود را پس بگيريم ، و در اين ميان سه نفر از آن‌ها و يك نفر از ما به قتل رسيدند ، كه تمام مدارك در گروهان ژاندارمرى موجود مىباشد و طرف مقابل ما به وسيلهء يكى از اهالى روستا كه به دزدى و غارتگرى در تمام منطقه مشهور مىباشد - كه داراى باندى جانى مىباشد - هر روز به ما حمله مىكردند ، كه ما مجبور شديم تمام اموال خود را در روستا به جا گذاشته و به شهر پناه ببريم و الآن نمىتوانيم امرار معاش كنيم و