تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
من پرستارى مىكند و نمىگذارد من بميرم . مادرم نيز بر اثر خستگى خيلى مرا غيظ و تعرض مىكند و نفرينم مىكند اما من تا آن‌جا كه مىتوانم همه را حوصله مىكنم و صبر و شكيبايى مىنمايم و نه تنها دوباره خودكشى نمىكنم ( زيرا مادرم مىگويد : خودكشى كن . برادرم مىگويد : جلو همه را مىگيرم ، غذا نمىدهم تا دق كند و بميرد ) بلكه بر خودكشى گذشته نيز سخت پشيمانم و ناراحتى شديدى نسبت به عذاب آخرت دارم . آيا ممكن است سختىها را كه تحمل مىكنم جبران خودكشى گذشته را بنمايد ؟ آن خودكشى كه منجر به فلج شدنم شده چه حكمى دارد ؟ حد شرعى آن را بفرماييد . تكليف من در جبران آن‌ها چيست تا خود را از اين گناه عظيم پاك نمايم ؟ 11 . آيا خودكشى كردن كه از مرگ نجات پيدا كند با خودكشى كه به مرگ منجر شود گناهش يكسان است ؟ و آيا جزء قتل نفس محسوب مىشود ؟ بسمه تعالى ، 10 و 11 ، خودكشى حرام است نه مقدمات آن ، و نسبت به گذشته توبه نماييد ، خداوند قبول مىفرمايد .

علم اجمالى به قاتل بودن يكى از دو نفر

[ سؤال 11441 ] 65709270 بسمه تعالى اگر دو نفر متهم به قتل باشند و هر كدام ادعا كند كه ديگرى كشته است چه بايد كرد ؟ بسمه تعالى ، با گفته يك نفر قاتل بودن ثابت نمىشود و در صورت علم اجمالى به قاتل بودن يكى از دو نفر معين اگر حجت شرعى بر قاتل بودن يكى معين قائم نشود و نوبت به ديه برسد ديه را با قيد قرعه از يكى مىتوان گرفت .