سال 1339 ، ديپلمه و پاسدار كميته مركزى مىباشد ازدواج كنم . ما خودمان شخصاً به توافق كامل براى اين ازدواج رسيدهايم ، ولى پدر من با اين امر الهى ، به مخالفت برخاسته است و مانع ازدواج من با اين شخص مىباشد . پدرم مخالفتش به اين علت است كه ايشان پاسدار ، و در حقيقت بايد بگويم حزب اللهى و شخصى با ايمان مىباشد . و در ضمن يادآور شوم كه مادرم موافق با اين ازدواج مىباشد ، و تنها مانع ما براى ازدواج ، پدر مىباشد . حالا شما بگوييد تكليف و وظيفهء شرعى ما ، در برابر اين موضوع چيست ؟ و در ضمن خانوادهء ايشان ( پسر ) كاملًا راضى هستند . با تشكر فراوان ، خواهشمندم كه پس از نوشتن جواب ، مهر دفتر امام را نيز در آخر به آن اضافه فرماييد ، تا بتوانيم به ديگران ، شرعى بودن كار خود را كه از طرف دفتر اعلام مىشود ثابت كنيم .
بسمه تعالى ، ازدواج دختر باكره موقوف است بر اجازهء پدر .
[ سؤال 10247 ] 1 / 57202476
بسمه تعالى
محضر محترم حضرت امام خمينى ، روحى له الفداء
با توجه به بخش مسائل متفرقه توضيح المسائل ، سؤال 94 به شرح زير ، نظر مبارك امام در اين مورد ، فتوا مىباشد يا اينكه احتياط واجب مىفرماييد ؟
1 . دختر و پسرهاى امروزه كه در مدارس و دبيرستانها و دانشگاهها و مؤسسات با هم معاشر هستند و براى محرميت ، صيغه براى خودشان يا پدر و فرزندانشان قصد دارند جارى كنند كه اين معاشرتها حرام نباشد ، چون حضرتعالى اذن پدر را در باكره ، احتياط واجب مىفرماييد و در اين موارد چه بسا هست كه پدرها راضى نمىشوند و يا آنكه نمىشود اذن گرفت ، اجازه مىفرماييد كه اين احتياط ترك شود و بدون اذن ولىّ ، صيغه جارى گردد يا خير ؟ و ديگر آنكه بعضى موارد هست كه پسر و دختر ، بههم علاقه دارند و تحصيل اذن از پدر ، به واسطهء شرم و حيا و موانع ديگر
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٨