تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
خطير در آن‌جا به حل مشكل و مسائل مردم ، بدون چشم‌داشت مادى نشستيد ، تقاضا دارم مرا نيز در حل اين مشكل راهنمايى كنيد . باشد كه ثواب آن را از خداوند متعال دريافت داريد . در سال 1341 هجرى شمسى ، پدرشوهر اين‌جانب وصيت‌نامه‌اى بر مبناى اموال منقول و غير منقول خود با رضايت فرزندان خود - كه شامل چهار پسر و دو دختر مىباشد - تنظيم نمود كه در اين وصيت‌نامه ، اموال طبق موازين اسلام تقسيم شده بود و در وصيت‌نامه قيد شده بود كه بهره‌بردارى از اموال ، در زمان حيات خودشان ، منوط به شخص خودشان و پس از فوت ايشان ، هر كس طبق وصيت‌نامه از اموال بهره‌بردارى كند ؛ كه سهم همسرم از اين ماترك ، مقدارى آب و ملك و اثاث خانه و يك فرش دوازده مترى تبريزى بود و علاوه بر آن ، وصيت‌نامهء ديگرى نيز هست كه پدرشوهرم ، شوهرم را وصى قرار داد تا بعد از مرگش كليهء مراسم كفن و دفن و سوگوارى را با مخارج خود انجام دهد و در قبال آن ، يك باغ كوچك به شوهرم واگذار كرد . اما خواست خدا چيز ديگرى بود و همسرم در سال 58 به علت بيمارى درگذشت و مرا با دو فرزند صغير تنها گذاشت . ضايعهء اين مرگ براى همه ناگوار بود . به همين خاطر نگذاشتيم پدرشوهرم به علت كهولت و ناراحتى قلبى از اين موضوع اطلاعى پيدا كند و در آخر عمر ، داغ مرگ فرزند ببيند . با اين وصف ، پدرشوهرم يك سال بعد در سال 59 ، بدون اطلاع از اين موضوع ، زندگى را بدرود حيات گفت . اما مشكل من اين مسأله است : اكنون وراث پدرشوهرم تصميم به تقسيم ماترك گرفتند و مىگويند : چون شوهرم قبل از پدرش فوت كرده ، ديگر نمىتوانيم طبق وصيت‌نامه عمل كنيم و بر اين منوال ، به فرزندان من ارثى نمىرسد و باغ مزبور نيز در قبال تعهد پرداخت خرج كفن و دفن ، به ما واگذار نمىشود . مراسم و كفن و دفن با مخارج پنجاه هزار تومان برگزار شد كه من اكنون توانايى پرداخت آن را دارم ؛ البته با فروش دستبند و گردنبند خودم . اين به خاطر اين است كه باغچه ، مال فرزندان من باشد . بچه‌هاى من چيزى جز يك خانهء مسكونى كه در گرو بانك رهنى است و مقدارى از حقوق