بدون خرج و محتاج گذاشت . دو سال بعد از فوت شوهرم ، برادرش كه داراى زن و فرزند مىباشد ، به خاطر محرم بودن و كمك به ما ، مرا صيغه دائمى كرده ؛ اما خانه ما با خانه شوهرم فرق مىكند و من بعضى از مواقع كه مىخواهم جايى بروم ، مثلًا با مادر و زن برادرم و يا دخترم - كه در خانهء شوهر است - به دكتر بروم ، دسترسى به شوهرم ندارم تا از او اجازه بگيرم . بعد از اينكه او را مىبينم تا من بخواهم به او بگويم ، او مىگويد : « من راضى نيستم » و بگو و مگو مىكنيم و ناراحتى ايجاد مىشود . من مىدانم كه بايد از او اجازه بگيرم ؛ ولى نمىتوانم .
مرا در اين مورد راهنمايى كنيد .
بسمه تعالى ، خروج زن از خانه بايد با اجازه شوهر باشد .
[ سؤال 10691 ] 60491462
بسمه تعالى
خدمت امام عزيزتر از جانم سلام عرض مىنمايم .
اگر از برنامهء زندگى من خواسته باشى ، هيچ خوب نيست . اين همه دعا كرديم كه خدايا امام عزيز ما را به وطن برگردان كه بلكه خفقان تمام شود ؛ اى امام عزيز من يك زن نسبتاً مسلمان هستم كه نمىتوانم هيچ نفسى بكشم :
1 . شوهر من اجازهء از خانه بيرون رفتن را نمىدهد و هيچگونه دستور خدا را عمل نمىكند ؛ مسلمان است ، ولى خودش را يك كافر نشان مىدهد . هر چيز كه عليه اسلام است من در او مىبينم . با اين انقلاب ، هيچ خوب نيست ؛ ولى هيچ كارى از دست او ساخته نيست كه بر عليه انقلاب انجام دهد .
2 . به من مىگويد : مسجد نرو ، من راضى نيستم ؛ بهشت زهرا نرو ؛ نماز جمعه نرو .
من يك زنى هستم توى خانه و شوهرم هيچ حساب سال ندارد ؛ من با لباس خمس نداده ، نماز مىخوانم . من نمازم درست نيست . چه كنم ؟ قالى مىبافم ، دلم مىخواهد هيچگونه خلاف اسلام كار نكنم . من يك كلاس سواد دارم ، بعد از عم جزء قرآن هم تا
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٠٦