چنانچه زنى در هنگام عقد ، شغل خود را به شوهر گفته و در عقدنامه ذكر شده و در مدتى كه در منزل شوهر به سر برده است ، به شغلش ادامه مىداده ، بعد از چند ماه كه به واسطهء عدم رفتار اسلامى و توافق اخلاقى با هم متاركه نموده و زن در منزل پدر به سر مىبرد و در طىّ زمانى كه در حال متاركه بودهاند ، كوچكترين نفقه و خرجى از طرف شوهر نرسيده ، شوهر طىّ نامه شكايتى عدم رضايت خود را از كار كردن زن اعلام داشته ، اوّلًا : فعلًا با هم زندگى مشتركى ندارند كه تضييع حقّى از او شده باشد ؛ و ثانياً : براى امرار معاش ، زن مجبور به ادامهء شغل مىباشد ؛ چون كوچكترين درآمدى ندارد . لذا با توجه به مسائل فوق و اينكه زن مُربّى امور تربيتى و دينى مىباشد ، آيا مىتواند عدم رضايت مردى كه داراى چنين شرايطى است و هيچگونه صلاحيت اخلاقى و دينى ندارد ، از نظر اسلامى ارزشى داشته باشد و از كار كردن زن جلوگيرى كند ؟ در خاتمه متمنى است حكماللَّه و نظر مبارك را در اين مورد مرقوم فرماييد .
خداوند سايهء مبارك را مستدام فرمايد .
بسمه تعالى ، اگر در ضمن عقد ، شرط اشتغال براى زن شده يا عقد ، مبنىّ بر اين شرط واقع شده ، زن مىتواند به شغل خود ادامه دهد و شوهر نمىتواند مانع شود .
[ سؤال 10652 ] 60256805
بسمه تعالى 12 / 3 / 1361
محضر رهبر كبير انقلاب ، حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى ، دامت بركاته
چنانچه در عقدنامه رسمى كه به امضاى زوج با سواد و روحانى و زوجه با سواد رسيده ، شرط شده باشد كه زوجه وكيل است كه چنانچه زوج بدون اجازه وى همسر ديگرى اختيار نمايد خود را طلاق بدهد ، در صورتى كه در موقع اجراى صيغه نكاح تلفظ به شرط مذكور نشده باشد و زوج هم نسبت به آن شرط تخلف كند و بدون اجازه زوجهء خود ، همسر ديگرى اختيار نمايد ، آيا براى زوجه اول وكالت در طلاق
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨٥