البته اين نكته قابل تذكر و توجه است كه عيب و نقص ، از جانب مرد و شوهر مىباشد . پزشكان متخصص ، با آزمايشات مكرر و معاينات پزشكى به شوهر اطلاع دادهاند كه شما در واقع نطفه نداريد و داراى فرزند نمىشويد و زن نيز به اين اميد كه شايد - ان شاء اللَّه - در آينده در اثر معالجات ، نطفهدار و نتيجتاً فرزنددار گردند ، مانده و به زندگى ادامه داده است ؛ لكن تا كنون همانگونه كه قبلًا بيان گرديد ، جواب و نتيجهء مثبت مشاهده نشده است . در اين رابطه ، چند سؤال براى ما مطرح است كه تقاضامنديم دقيقاً به اين سؤالات جواب فرماييد :
1 . آيا زن با توجه به مسائل و موضوعات فوقالذكر ، بدون رضايت شوهر ( خواه شوهر ، راضى باشد يا راضى نباشد ) مىتواند طلاق بگيرد يا خير ؟ و اگر با ميل خود ، خواست طلاق بگيرد ، مسأله مهريه چگونه خواهد بود ؟ آيا بايد از طرف شوهر به زن ، تماماً پرداخت گردد يا بايد نصف پرداخت گردد و يا اساساً لازم نيست مهريهاى به زن پرداخت شود ؟
بسمه تعالى ، طلاق بدون اذن شوهر باطل است و بعد از تحقق دخول ، تمام مهر را بايد بدهد .
2 . آيا شوهر مىتواند با اجازهء زن ، براى مدتى - مثلًا يك سال - زنى ديگر را صيغه يا عقد نمايد ؟ اين سؤال را از آن جهت مطرح نمودم كه در واقع ، براى مرد اتمام حجت شده باشد .
بسمه تعالى ، ازدواج زن ديگر - موقت يا دائم - جايز است و بايد رعايت مقررات دولت اسلامى بشود .
3 . اگر زن با ميل خود ، خواست كما فى السابق ، با توجه به اينكه مىداند از شوهر ، فرزنددار نخواهد شد بنشيند و به زندگى خود ادامه دهد ، در اينجا مسأله شرعى اين موضوع چگونه خواهد بود ؟ آيا زن ، گناهكار نخواهد بود ؛ با توجه به اينكه اگر طلاق بگيرد ، مىتواند از شوهر ديگر - ان شاء اللَّه - بچهدار شود و مرتكب معصيت نخواهد بود در دنيا و آخرت ؟ و در واقع ، مسأله آخرتى مطلب چگونه خواهد بود ؟
بسمه تعالى ، صبر زن با شوهر مذكور اشكال ندارد .
اميدوارم كه در پرتو عنايات حق موفق و مؤيد باشيد ؛ ان شاء اللَّه ، خدا نگه دار
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 247
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٤٧