تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
1 . هر گاه درصداق نامهء زوجه نوشته شده است كه مثلًا مبلغ ده‌هزار تومان صداق است كه تماماً برذمه زوج يا پدر زوجه است كه وقت مطالبهء زوجه به وى بپردازد ، آيا در صورت مفروضه ، زن مىتواند بگويد تا مهر مرا ندهى تمكين نمىكنم و برفرض اين‌كه بگويد ، آيا اگر مانع از جماع قُبُلًا گردد ، نفقه طلب دارد و مستحق نفقه است يا خير ؟ بسمه تعالى ، اگر بعد از عقد تمكين نكرده ، مىتواند تاگرفتن مهر خود تمكين نكند و در اين صورت ، استحقاق نفقه دارد . 2 . در جاهايى كه رسم است زن مدتى در عقد است و در خانهء پدرش مىباشد و غير از جماع ، آن‌هم مخصوصاً قُبُلًا ، زوج ساير استمتاعات را از زن مىبرد ، البته نه هميشه بلكه گاهى ، ليكن زن از مقاربت خاصه قُبُلًا ابا مىكند ، آيا در اين صورت مىتواند مطالبهء نفقه هم بكند يا خير ؟ بسمه تعالى ، اگر متعارف است و عقد ، مبنىّ بر آن است ، حق نفقه دارد . 3 . در صداق نامه مىنويسند كه مرد بايد پنج من زمين بخرد يا يك خانه بسازد براى صداق و قيمت مىشود مثلًا هزارتومان . آيا چون زوج در آن حال زمين و خانه را نداشته ، مهر باطل است و مبدل و برگشت به مهر المثل مىشود يا خير ؟ و اگر صحيح است ليكن تا حال خريده نشده ، آيا قيمت روز نوشته شده - يعنى همان هزار تومان - را بدهكار است يا بايد زمين به قيمت حال قيمت شود ؟ و اگر قيمت زمين‌ها مختلف باشد ، بايد حد وسط را در نظر گرفت يا خير ؟ بسمه تعالى ، مهر باطل نيست و بايد زمين يا خانه تهيه كند ؛ و در خصوص قيمت ، اگر تعارفى در بين نيست مصالحه نمايند . 4 . دختر بالغهء رشيده با مردى ازدواج نموده بدون اطلاع پدرش و پدر بعد از اطلاع ، اجازه نكرده است و پدر هم در بلد نبوده و در شهر ديگرى بوده ، ليكن امكان اين‌كه ازسوى وى ، زوجين بااطلاع گردند بوده است . چون حضرت امام استيذان از ولى را احتياط دارد و مرد حاضر به طلاق نيست ، آيا به اين احتياط امام ، قاضى مىتواند حكم به عدم صحت عقد نمايد ؛ خاصه اين‌كه پدر هم غايب بوده به نحوى كه ذكر شد ، يا چون مقلد مىتواند در احتياطات ، به مجتهد ديگرى رجوع كند و مرد مىگويد رجوع مىكنم - و خاصه در موردى كه مرد ، عامى هم هست كه احتمال عدم دقت دربارهء تقليد صحيح وى مىرود و دربارهء فروج و دماء هم احتياط لازم است - حكم به صحت بايد كرد ؟ و زن هم حال حاضر نيست با مرد زندگى كند . بفرماييد : اگر اصلاح ممكن نشود ، وظيفهء قاضى چيست ؟ و اگر مرد گفت : من از مجتهد