بعد از اطلاع از حالات نامبرده ، دخترم حاضر به زندگى كردن با اين شخص ، كه فاقد آن صفات است ، نيست و در دفتر ازدواج حضور بههم نرسانيد ، و به امضاى دفتر رضايت نداده و نمىدهد . آيا اينجانب مىتوانم اين عقد را فسخ نمايم يا نه ؟ لطفاً عنايت فرموده ، جواب مرقوم فرماييد .
بسمه تعالى ، اگر عقد مبنى بر وجود صفات كماليه در زوج ، واقع شده و بعد از عقد معلوم شد كه زوج آن صفات كماليه را ندارد ، زوجه مىتواند عقد را فسخ كند و خود را از قيد زوجيت آزاد نمايد ، و نياز به طلاق از طرف شوهر ندارد .
[ سؤال 10532 ] 59402685
بسمه تعالى 31 / 2 / 1362
محضر مقدس حضرت آيت اللَّه ، امام خمينى ، مدّ ظله العالى ، محترماً بعد از سلام ، مستدعى است نظر مبارك خود را در موارد زير بيان فرماييد :
شخصى زن بيوهاى را عقد دائم نموده است و پس از تصرف و چند روزى زندگى مشترك ، زن دچار حالت بيهوشى گرديده و مدتى از طرف شوهر ، به دكترهاى متعددى مراجعه و اقدامات لازم معمول گرديده ، و بهبودى حاصل نشده است و ناچاراً از اهل روستايى كه زن در آن زندگى مىنموده و همچنين از پدر شوهر اول زن تحقيق به عمل آمد و معلوم شد كه زن قبلًا نيز دچار همين بيمارى بوده و به همين علت شوهر اول ، او را طلاق داده است .
اينك چون زندگى با او مشكل است و هر دقيقه ممكن است در خانه تنها مبتلا به بيهوشى شده و پيشامد ناگوارى رخ دهد ، قصد طلاق شده است ؛ لذا مستدعى است مرقوم فرماييد آيا رضايت زن در اين مورد لازم است يا خير ؟ همچنين چون قبلًا خود زن و كسان او ، بيمارى نامبرده را در موقع خواستگارى به شوهر دوم نگفتهاند و موضوع را كتمان كردهاند ، آيا صداق ايشان لازم است پرداخت شود ؟ و اگر لازم باشد ، به چه نحو بايد پرداخت شود ؟ و خسارت وارده - كه موضوع بيمارى را مكتوم
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: السيد الخميني
ص٢١٥