[ سؤال 10366 ] 58132440
بسمه تعالى
با سلام خدمت رهبر كبير انقلاب ، خمينى بتشكن و با درود بر شهيدان گلگون كفن انقلابمان ، غرض از مزاحمت ، يك مسأله عمدهء فاميلى و خانوادگى است كه بدين شرح مىباشد :
در زمان طفوليت پدر و مادر ما ، پدربزرگهاى ما با هم رفت و آمدهاى زيادى داشتند و در پى اين آمد و رفتها مادربزرگم ( مادرى ) از لحاظ حجاب و پوشش ، در سختى و ناراحتى بود و بنابراين براى رفع اين ناراحتى در فكر چارهاى بودند تا اينكه برادرزادهء پدربزرگم ( پدرى ) كه يك روحانى بود پيشنهاد كرد : دختر كوچك خانوادهء مادر بزرگم را براى پدربزرگم صيغهء محرميت بخوانند تا بدين وسيله راحتتر رفت و آمد كنند . بعدها دخترهاى ديگرى در خانوادهء مادربزرگم به دنيا آمدند ؛ همين طور مادرم ؛ و آن دختر صيغه شده كه هم اكنون خالهء بزرگمان است ازدواج كرد و صاحب فرزندانى شد و مادرم همين طور ؛ و حالا بنا بر گفتههاى همان روحانى كه پيشنهاد صيغه خواندن را كرده بود ، تمام ما بچهها با هم و دختر خالههايمان ( بچههاى خاله بزرگ ) محرم هستيم و همين طور نسل اندر نسل ، اين محرميت محفوظ مىماند و ما موظفيم كه اين موضوع را به نسلهاى آينده نيز تذكر دهيم تا در اينمورد ، اشكالى از نظر فاميلى رخ ندهد . و نمونه ديگر اين است كه همان آقاى روحانى ( شوهرعمه ) با ما رفت و آمد زيادى داشت و باز اين مسأله براى مادرمان از لحاظ حجاب ، باعث ناراحتى مىشد و باز طبق گذشته عمل كردند ؛ بدين ترتيب كه كوچكترين دختر خانوادهء ما را به عنوان واسطه صيغه خواند و آن دختر كه بنده باشم ، به فرزندان عمهام محرم مىباشم و حالا همگى ما از حضور جنابعالى تقاضا داريم تا فتواى خود را در اينمورد بفرماييد ؛ و در ضمن آيا چنين چيزى مىتواند صحت داشته باشد يا خير ؟ و اگر ما همه بههم محرم مىباشيم ، اين محرميت تا چه حدى جايز است و آيا از نظر
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: السيد الخميني
ص١٢٩