برداشتهاى متفاوت از پاسخ استفتايى كه از حضرتعالى ، در موضوع محدودهء موقوفات آستان قدس رضوى به عمل آمده و به سبب اين برداشتهاى متفاوت ، تعداد زيادى از مردم بلاتكليف ماندهاند ، استدعا دارد در صورت امكان ، در جهت روشن شدن موضوع ، نسبت به موارد زير ، ارشاد فرماييد :
1 . برفرض احراز وقفيت يك قريه يا مزرعه ، كه داراى زمينهاى زراعتى و موات و تلال و جبال است ، و بعداً آن قريه و مزرعه عملًا در محدودهء شهر واقع ، و عمدتاً يا تماماً تبديل به مسكن يا خدمات شهرى شده باشد ، در اين صورت وضع تلال و جبال و اراضى موات ، از لحاظ وقفيت چگونه خواهد بود ؟
2 . با فرض اينكه يك قريه يا مزرعه - با همهء زمينهاى زراعتى ، موات ، تلال و جبال - اگر در داخل شهر هم واقع شود و عيناً به وقفيت باقى بماند ، در اجراى قانون اراضى شهرى ، مصوبهء مجلس شوراى اسلامى ، كه ملكيت زمينهاى موات را باطل ، و در اختيار دولت جمهورى اسلامى مىداند ، چه حكمى نافذ است ؟
3 . با فرض اينكه يك قريه و مزرعه - با همهء زمينهاى زراعتى ، موات ، تلال و جبال - پس از اينكه داخل شهر واقع شده باشد ، و به وقفيت نيز باقى بماند و اين زمينهاى موات توسط مردم احيا و عمران شده باشد ، قيمت زمين يا اجارهء آن به قيمت چه تاريخى بين متولى موقوفه و بهرهبردار محاسبه مىشود ؟
سراجالدين كازرونى ، وزير مسكن و شهرسازى
بسمه تعالى ، حريم تا زمانى كه قريه نياز بدان داشته باشد و مورد نياز قريه باشد ، تابع قريه است و در صورت رفع نياز ، حكم موات را پيدا مىكند ، و وقف بودن قريه ، در اين جهت تغييرى نمىدهد .
[ سؤال 9560 ] 3707 - 5258
2 . اهالى فوق از نظر سكنا در مضيقه و مشكل قرار دارند . با اينكه در اطراف قريهء فوق - شهيدآباد - زمينهاى زياد و بدون فايده افتاده است ، كه بعضى مىگويند : اين
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: السيد الخميني
ص٣١٢