تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
خمينى ، ضمن عرض سلام و آرزوى اين‌كه در زير ظلّ رحمت الهى هميشه سالم و تندرست بوده باشيد . اين حقير جنگ‌زدهء اهل شهر قهرمان خرمشهر مىباشم كه هم اكنون در شهرك صباغان سربندر زندگى مىكنم ؛ اين حقير داراى نُه فرزند مىباشم كه چهار تن از آن‌ها دختر مىباشند ؛ من براى يكى از دخترانم كه هم اكنون موقع ازدواجش فرا رسيده است ، از كودكى نذر كرده بودم كه در صورتى كه بزرگ شود او را به عقد و ازدواج سيدى از آل محمد برسانم ؛ و ليكن هم اكنون كه موقع ازدواج اين دختر فرا رسيده است ، پسر برادرم با توجه به اين‌كه به دخترم علاقه دارد و دخترم نيز به او علاقه دارد ، درخواست ازدواج با او را كرده است ؛ و ليكن چون پسر برادرم عامى است و سيد نيست ، من نمىدانم كه آيا جايز است كه اين ازدواج صورت گيرد يا خير ؟ اى امام عزيز ! در اين موقعيت تنها راه را در اين ديدم كه نامه‌اى به محضر شما نوشته و از محضر شما درخواست كمك و يارى نمايم كه مرا راهنمايى كنيد تا در اين باره كارى كنم كه از نظر اسلام و شرع مقدس درست و قابل قبول باشد . والسلام ، بسمه تعالى ، مىتوانند با هم ازدواج كنند و اشكال ندارد . [ سؤال 8857 ] 48762327 بسمه تعالى 6 / 5 / 1361 « دفتر امام » ؛ حضرت امام حتماً بخوانيد . شخصى نذر كرده - در زمانى كه امام امت ، در بيمارستان قلب بسترى شده بودند - كه 5 روز روزه بگيرد و پاى پياده از محل اقامت خود ( آمل ) تا مشهد مقدس برود . نذر روزه را به‌جا آورده ؛ حال مىخواهد نذر دوم را به‌جا آورد و مىتواند آن را عمل كند ؛ چون هم نيرو دارد و هم از نظر مالى تأمين است ؛ با چند نفر مشورت نموده ؛ آن‌ها در جواب ايشان اين جواب را دادند كه در راه ، احتمال دزد ، مرض و چند چيز ديگر است ؛ پس ناچار شديم از دفتر ، استفتا نماييم . اين آقا مىگويد كه حضرت امام حتماً بايد مهر كنند و الّا من قبول نمىكنم و اين آقا