تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
[ سؤال 8807 ] 48487587 بسمه تعالى 20 / 1 / 1359 محضر اقدس حضرت مستطاب كهف الأرامل و الأيتام ملاذ الإسلام آيت اللَّه العظمى امام خمينى ، مدّ ظله العالى شخصى وفات كرده بود ، دخترش شيرخواره بود ، مادرش با بودن چند نفر عدول مؤمنين براى غبطهء صغير ، عمارت مسكونى و يك باب انبار را به عموى صغيرهء مزبوره به مبلغ چهارصد تومان فروخته است . چهارصد تومان را مادرش به دختر صغيره خورانيده بزرگش كرده و شوهرش داده ، هفده سال از ما بين گذشته است امروز ، دختر نامبرده را تحريك نموده‌اند به مقام ادّعا برآمده است مىگويد قيّم بودن مادرم را من قبول نمىكنم . در آن تاريخ يكى از علماى وقت و چند نفر از روى ايمان با احقاق حق قيمت گذاشته و قباله نوشته‌اند ، حتى عموى دختر مزبوره وصى بود ، آن روز زحمت كشيده وصيت پدرش را عمل نمود . در ضمن مادر دختر مدعيه است آن روز قيّم بود و بر عهدهء خود كشيده اگر دختر بعد از بلوغ به مقام ادّعا آيد بر عهدهء خودم است و دختر فرزند ناپدرش را شوهر اختيار كرده ، مادرش ديگر نمىتواند دخترش جواب بگويد ، مىخواهند در اين زمان كه بحمداللَّه حكم قرآن پاى گرفته است ، زورگويى كنند و فرمايش علماى فعلى را گوش نمىدهند . آيا در اين خصوص چارهء فدوى سائل كه عموى دختر مدّعيه مىباشم چيست ؟ بيان فرماييد و با مهر شريف مزيّن فرماييد . عمركم طويل و عدوّكم ذليل ، خدام امام خمينى مدّ ظله بسمه تعالى ، اگر وصىّ طبق وصيت پدر قيّم صغير هم بوده و با مراعات مصلحت طفل ملك را براى او فروخته طفل پس از بلوغ حق اعتراض ندارد و در غير اين صورت معامله موقوف است به اجازه ولىّ شرعى صغير يا خود او بعد از بلوغ و هرگاه نزاعى در بين است به محاكم صالحه مراجعه كنند .