مسئولين محترم دفتر امام ؛ اينجانب در طول حيات پدرم مكرراً به ايشان تأكيد مىكردم كه اگر احياناً ديونى در زمينهء واجبات خويش از جمله ( نماز ، روزه ، خمس ، زكات و غيره . . . ) دارند تماماً ادا نمايند ؛ ولى پدرم ادعا داشتند كه هيچگونه دينى از اين بابت ندارم ؛ البته من از واجب الحج بودن ايشان آگاهى داشتم و از طرفى از نوع مرض ايشان هم آگاه بودم كه از نوع سرطان و غيرقابل علاج است . به همين دليل در اواخر حيات ايشان دوباره موضوع را با پدرم در ميان گذاشتم ولى همان جواب قبلى را دريافت نمودم و از طرفى بعد از فوت پدرم هيچگونه ارثى از ايشان به بنده تعلق نگرفته است مگر شش من آب و زمين كه دو برابر همان مقدار - شايد بيشتر - در طول حيات خويش ، با قيد كردن در قبالهء عقد خانم برادرم منتقل كردهاند و به خاطر اينكه اين امر باعث ناراحتى نگردد مقدار متذكره را به من منتقل نمودهاند ( همان شش من زمين و آب ) و بقيه مايملك ايشان از قبيل پول و زمين و آب و گوسفند و گاو و هرچه موجودى داشتند ، بنابر وصيت پدرم به مادرم منتقل شده است .
لطفاً اينجانب را راهنمايى فرماييد كه آيا مىتوانم از ارثيهء منتقله به مادرم ، براى اداى دين ايشان استفاده كنم يا نه ؟ البته متذكر مىشوم كه پدرم داراى دو پسر و چهار دختر مىباشد كه من پسر بزرگ خانواده هستم و آيا اصلًا ديون پدر مرحومم به اينجانب تعلق مىگيرد يا نه ؟ چون من همانطور كه در بالا عرض كردم ، مكرراً اداى واجبات را به ايشان متذكر شدهام . از مسئولين آن دفتر تقاضا دارم در صورت امكان ، بنده را در اين زمينه ارشاد و آگاه نمايند .
بسمه تعالى ، بر ورثه واجب نيست از مال خودشان دين متوفى را بپردازند ، ولى اگر دينى برعهده ميت باشد و مال از او باقيمانده باشد بايد دين را كه يكى از آنها حج واجب است ، از آن مال ادا نمود و اگر پدر شما در زمان حيات ، تمليك به مادرتان نكرده بلكه وصيت نموده ، بايد اولًا ديون مالى او را ادا نمود و بعد وصيت او در ثلث باقى ، نافذ و بقيه ، بين ورثه تقسيم مىشود .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٣٩