جملهء : « خانهام را تا زمان حيات مادرم نبايستى بفروشيد ؛ زيرا او حق اين را دارد كه تا آخر عمرش در آن زندگى كند » در وصيتنامه - صرف نظر از شرايط روانى زمان تحرير آن - بر خلاف موازين شرع مقدس اسلام است يا تنها براى اينجانب تعهد اخلاقى ايجاد مىنمايد ؟ آيا كل وصيتنامه و براى كليهء وراث لازم الاجرا مىباشد يا تنها براى اينجانب و در اين مورد لازم الرعايه مىباشد ؟
2 . در صورتى كه فروش خانه بر خلاف شرع باشد و چنانچه مادر شهيد مادامى كه در قيد حيات است حق داشته باشد در آن خانه سكونت نمايد و با عنايت به اينكه قسمت اعظم آن خانه متعلق به طفل صغير ( 5 / 2 ساله ) شهيد مىباشد يا در صورتى كه خانه در تصرف كامل مادر شهيد باشد و يا اينجانب ناگزير به فروش غيرعادلانهء آن به مادر شهيد گردم ( مثلًا با اقساط 25 ساله ) كه مآلًا در دراز مدت منجر به تضييع حق فرزند شهيد شود ؛ مسئوليت شرعى آن به عهدهء چه كسى خواهد بود و تكليف شرعى من در اين ميان چيست ؟
3 . با توجه به اين جملهء از وصيتنامه : « تمام اموال جزئى ( خانه و ماشين و غيره ) كه دارم ، متعلق به فرزندم مىباشد كه بايستى فقط همسرم به عنوان قيّم عمل كند تا بزرگ شود » ؛ اصولًا اينجانب حق دارم به نحوى كه مصلحت آتى صغير ايجاب نمايد ، در مورد اموال مذكور تصميمگيرى نمايم يا خير ؟
4 . آيا اينجانب حق دارم مهريهء خود را نقداً درخواست نمايم يا خير ؟ و با توجه به اينكه در وصيتنامه تصريح گرديده : كليه اموالم متعلق به فرزندم مىباشد ؛ از محل فروش كدام اموال بايد مهريهء اينجانب پرداخت گردد و آيا مىشود ملزومات و ما يحتاج زندگى را براى تأمين آن فروخت يا خير ؟
بسمه تعالى ، وصيت سكناى منزل براى مادر و واگذارى اموال به فرزند در ثلث مجموع تركه نافذ و در زايد بر آن موقوف بر اجازهء ورثه است .
بدهى شهيد بابت مهريهء زوجه و غيره مقدم بر وصيت است و از اصل تركه خارج مىشود و زن از قيمت ساختمان منزل و از اعيان منقولات ارث
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 428
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٢٨