تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
رسمى در بين فرزندانم حكمفرما باشد و هر كدام خلاف اين رفتار نمايند مسئول خدا مىباشند . چون به اصلاحات ارضى در زمان انقلاب در شهر سنقر آتش زده بودند و هر جا مراجعه كردم موفق نشدم به طور رسمى اموال را به نام فرزندان مورد نظر ثبت نمايم ، لذا بدين وسيله از تمام مراجع ذىصلاح تقاضا دارم اين وصيت‌نامه را به عنوان سند ثبتى قبول فرمايند . 1 . دخترم ، كه تا حد توانايى براى تحصيل ايشان مضايقه نكرده‌ام و صاحب حقوق هم شده است و سهم او را از قريه جوبكبود معلوم كرده‌ام و ديگر هيچ نوع حقى از اموال منقول و غير منقول كه از اين‌جانب جا بماند ، ندارد . 2 . پسرم ، چون چندين بار خانه و زندگى برايش درست كردم و از بين برده ، مجبور شدم از مزرعه بيگلر آباد به اسم فرزندان نام برده صلح نموده كه نتواند آن را بفروشد ؛ لذا ايشان از اموال كه به نام من است هيچ حقى ندارند و هر چه اموال منقول و غير منقول به نام من بوده باشد متعلق به بچه‌هاى زوجه‌ام است و زوجه‌ام هم حق خودش را مىبرد » . آيا اين هبه است يا وصيت ؟ در صورت وصيت بودن چه حكم را دارا است ؟ بسمه تعالى ، آنچه را در حيات خود صلح نموده ، ملك مصالح لهم شده است و وصيت او نسبت به اين‌كه بعض ورثه ارث نبرند باطل است و تركه او به همه ورثه مىرسد . [ سؤال 8629 ] 6906 - 3663 3 . شخصى مىگويد : بعد از مردنم ارث دخترم را مطابق پسرم بدهيد ؛ اين وصيت صحيح است به نحوى كه از ثلث برداشته شود ، يا اصلًا وصيت صحيح نيست ؟ بسمه تعالى ، باطل است . [ سؤال 8630 ] 2114 - 6836 3 . اگر كسى در زمان حيات خود مقدارى از زمين مزروعى خود را ( چه مالك عين