1 . شش دانگ ملك مشاعى توسط مالكين مربوطه - كه پدرم يكى از مالكين بوده و دو نفر ديگر هم به عنوان متصدى موقوفه - در پنجاه سال قبل تقاضاى ثبت نمودهاند و هيچگونه اعتراضى نرسيده است . پدرم در چهل سال قبل فوت نموده و اينجانب با سهم خريدارى شده از ساير وراث پدرم ، يك دانگ مشاع از شش دانگ ملك مذكور را مالك و متصرف بودم و دو نفر متصديان وقف هم به مقدار موقوفه ، متصرّف و عمل به وقف مىنمودند و موقوفهء ديگرى در ملك مذكور وجود نداشت .
2 . در سال 1360 چند نفر عليه اينجانب ، در ملك مذكور ادعاى وقفيت بيشترى را نمودند ؛ بدين توضيح كه مقدار موقوفه را از دوازده به چهل و سه اضافه مىدانند و دليل آنها شهادت چندين نفر افراد غير روحانى و داراى سن كمتر از پنجاه سال است ؛ آن هم بدون وقفنامهء مسجّل كه تا كنون عمل به وقف نشده و تصرف هم نداشتند . آيا چنين ادعاى طرف مقابل در ملك موروثى اينجانب ، ارزش شرعى و قانونى اسلامى دارد يا خير ؟
3 . فرضاً اگر ارزش شرعى و قانونى دارد ، آيا ملكهاى مجاور كه پلاك علىحده دارد و در پنجاه سال قبل ، به نام اشخاص سند مالكيت صادر شده و اصولًا موقوفه در آن متصور نبوده ، شامل دعوى موقوفه شرح فوق مىباشد ؟ و آيا ملك جداگانه مذكور شرعاً و قانوناً ، جزو ملك مشاع محسوب مىشود يا خير ؟
4 . چنانچه فرضاً طبق ادعاى طرف مقابل ، در يك دانگ ملك اينجانب و ساير ورثه - كه چندين صغير هم در آن مالكيت دارند - شرعاً و قانوناً وقف باشد ، اجور سنواتى موقوفهء ادعايى ، بر مبناى چه اصل شرعى ، بايد محاسبه بشود ؟
5 . اگر فرضاً ادعاى مدعى ، شرعى و قانونى تشخيص داده شود ، محاسبه سهم وقف فقط به مقدار مالكيت اينجانب در ملك مشاع مىباشد يا خير ؟
استدعا دارم مقرر فرمايند در موارد تقاضاى فوق جواب شرعى و قانونى صادر ، تا هرگونه ادعاى طرفين رفع بشود . ان شاء اللَّه
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٣١