[ سؤال 8517 ] 8324 - 1284
6 . طايفهاى در يك آبادى حدود پانصد سال است تقريباً زندگى نموده و مىنمايند از يك طرف اين قريه معروف به وقفيت است ولى چون وقفنامهاى در دست نيست خصوصيات آن را طبقه فعلى اطلاع ندارند . از طرف ديگر مداركى حدود صد سال اخير در دست است كه چون قريه وقف اولاد ذكور سادات سه قريه بوده اين طايفه مستأجر سادات بودهاند به چيز بسيار ناچيزى و آن سادات هم چون املاك ديگرى هم دست مستأجرين ديگر بوده با هم نشستهاند توافق كردهاند زيد از فلان مستأجر و عمرو از مستأجر ديگر و بكر از مستأجر آخر اين قليل مال الاجاره را دريافت نمايد در حالىكه اين حق بر ايشان نبوده ، زيرا هر طبقهاى از سادات مادام الحياة حقّ استفاده از اين املاك را داشتهاند نه زياده . علاوه موارد زيادى املاك را هم سادات بين خودشان تعويض و تبديل كردهاند . در اثر كثرت سادات و متفرق شدن آنها به اطراف و اكناف رضايت خاطر عموم غير ميسور است و آن عدهاى هم كه در اين سه محل سكونت دارند نه آنها يقين دارند كه حقشان در نزد اين طايفه غير سادات پانصد ساله است و نه اين غير سادات يقين به مالكيت اين دسته دارند . حال بعد از همه تصديعات بفرماييد تكليف اين طبقهء فعلى چيست و تصرفات آنها چگونه است و راه حل چيست اميد است جواب را مرقوم و جمعى را از پريشانى نجات دهيد ، توضيح بر اينكه موجرين اصلًا در اين آبادى سكونت ندارند . متع اللَّه المسلمين به طول بقائكم الشريف
بسمه تعالى ، هر مقدار از اين املاك كه در دست اشخاص است و معامله ملكيت مىكنند و اقرار به وقف ندارند محكوم به ملكيت آنها است و هر مقدار كه صاحبان يد مىگويند وقف است بايد به اذن حاكم شرع اجاره متعارفه شود و مال الاجاره را اگر موقوف عليهم معلوم است به آنها ردّ شود و إلا حكم مجهول المالك دارد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: السيد الخميني
ص٣١٦