تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
ديگر ، در حيات خود عملًا وظايف مدرسه را به وى تحويل و تفويض نموده بودند . چنان‌كه واضح است . نظر به اين‌كه وصيت‌نامهء مزبور ، واقعاً نوشتهء آن مرحوم هست ، و اين‌كه ايشان ، بالاتفاق صاحب درايت و داراى تقوا و تفقه بودند و هيچ گمان نمىرود كه در نوشتن چنين مرقومى موازين شرعى را رعايت نكرده باشند به هرحال ، در هر دو صورت قضيه كه شهد اللَّه و رسوله كه مطابق واقع مىباشند و هيچ‌گونه شائبهء نفسانى در تفسير آن‌ها نيست ؛ حكم شرعى را بيان فرماييد كه آيا صورت سابقى كه در كتاب مزبور مىباشد درست است يا صورت لاحقى كه در وصيت‌نامه آن مرحوم نوشته‌اند صحيح خواهد بود ؟ تا تكليف وصى آن مرحوم معين شود . ثانياً : آن مرحوم و مبرور متولى اوقاف كثيره بودند . ايشان چند سال قبل‌از فوت خود ، يك هيأت هفت نفرى براى انتظام و انصرام آن موقوفات ، تحت نظارت خود تشكيل داده‌اند و يك مرقومى نيز مربوط به وظايف اعضاى هيأت نوشتند - كه صورت آن به پيوست تقديم مىشود - از اين مرقوم ظاهر مىشود كه اين هيأت ، بايد در حيات متولى و هم بعد از فوت او به وظايف خود عمل كند و قراين ديگرى نيز بر اين دو جهت مزبور دلالت دارند . پس در اين صورت ، هيأت‌نامهء وقفى ، عنوان و مصداق وصيت پيدا مىكند يا خير ؟ در صورت بودن آن به عنوان وصيت‌نامه ، آيا پس از فوت آن مرحوم ، متولى ديگر مىتواند از آن وصيت‌نامه تخلف و تخطى نمايد ، به اين‌كه آن هيأت را كلًا يا بعضاً بشكند ؟ يا اشخاصى كه اعضا آن قرار داده شده‌اند ، بدون صدور خيانت و تخلف شرعى از آنان ، مىتوان كنار گذارد يا نه ؟ بسمه تعالى ، متولى وقف ، كسى است كه در صيغهء وقف معين شده است و اگر شخصى معين نشده ، توليت با حاكم شرع است .