2 . در طبقهء دوم خانهء ابتياعى ، دفتر شركت پارس متال ساكن بود . بنده قبل از تنظيم سند معامله به مدير عامل شركت مراجعه نمودم و گفتم كه ما اين ملك را مىخريم تا ساكن شويم ؛ دفتر را به ما تحويل مىدهيد يا نه ؟ جواباً گفت : دولت اسلامى بخشنامه كرده كه تمامى دفاتر شركتها بايد به كارخانهها منتقل شود ؛ لذا ما ناچار و موظف هستيم كه دفتر را به كارخانه انتقال بدهيم و فعلًا ساختمان دفتر در كارخانه بنا مىشود ؛ تا دو ماه ديگر تمام مىشود و ملك شما را به خودتان تحويل خواهيم داد .
3 . حالا كارخانه ملى شده و دفتر شركت به كارخانه منتقل شده ؛ ولى تا به امروز - كه حدود 31 ماه است - نه كرايه مىدهند و نه ملك را تحويل مىدهند و طبق فتوكپى سند اجارهنامه كه در پيوست تقديم است ، شركت موقع اجاره ، سرقفلى نداده و تعهد كرده كه ملك را تحويل مىدهند و هيچگونه ادعاى سرقفلى ندارد .
4 . پسر دوم - به نام رحيم - مستأجر يك نفر كارمند دولت است . اين مالك شغلش در خارج تهران بود و به تهران منتقل گرديده . خانه را خودش لازم دارد و فشار مىآورد كه تخليه نماييم .
5 . آيا ما شرعاً حق داريم كه وارد ملك خودمان شده و ساكن شويم يا نه ؟
استدعا دارد نظر آقا را در اين نامه اعلام فرماييد .
بسمه تعالى ، بعد از مدت اجاره ، مستأجر بايد مورد اجاره را تخليه كند و تحويل دهد و در صورت شرط نشدن حق سرقفلى ، استحقاق مطالبهء سرقفلى ندارد .
[ سؤال 7329 ] 37465840
بسمه تعالى 10 / 9 / 1361
حضور انور ، رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى ايران ، حضرت امام خمينى ، مدّ ظله على رؤوس المسلمين
احتراماً ؛ به استحضار عالى مىرساند اينجانب داراى ساختمانى كه آمادهء تأسيس
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٦٤