زير ، تكليف شرعى اينجانب را روشن فرماييد .
اينجانب داراى 66 سال سن مىباشم كه متجاوز از 44 سال در يكى از كارخانجات يزد كار كرده و با محيط بيرون آشنايى نداشتم . به علت فرط بيمارى و كهولت سن به تقاضاى خود بازنشست شدم و جهت معالجه مدتى در يكى از بيمارستانهاى يزد و سپس مدتى در يكى از بيمارستانهاى تهران بسترى شدم و متأسفانه هنوز بهبودى نيافتهام . داراى دو و نيم دانگ باغ در حومه يزد هستم كه شركاى آن به شرح زير مىباشند :
الف . اينجانب 5 / 2 دانگ ؛
ب . عيالم 1 دانگ ؛
ج . خواهرم 25 / 0 دانگ ( ربع دانگ ) ؛
د . عيال مرحوم اخوى 75 / 0 دانگ ( سه ربع دانگ ) ؛
ه . سهم ارث 5 نفر ورثهء مرحوم اخوى ، 25 / 1 دانگ ( يك دانگ و ربع دانگ ) ؛
و . سهم خواهرم 25 / 0 دانگ ( ربع دانگ ) جمعاً 6 دانگ .
به علت به اصطلاح ، عمده مالك بودن ، طى متجاوز از 22 سال كليهء امور نگهدارى ، آبيارى ، مخارج احياى زمين ، غرس اشجار ، ديواركشى ، خاكبردارى و غيره ، بدون هيچ گونه كمكى از شركا به عهدهء اينجانب بوده است و حتى پس از بهبود نسبى از تهران به يزد رفتم و جهت سركشى به باغ مراجعه نمودم .
شخصى كه با آبيار باغ دوست و همشهرى بود جهت خريد باغ مراجعه نمود .
اينجانب به علت كسالت ناشى از بيمارى و زحمات زياد و مشقات فراوانى كه در طول 22 سال چه از نظر مالى و چه جسمى و چه روحى متحمل شده و به تنگ آمده بودم ، بدون جلب موافقت و مشاوره با ساير شركا و تحقيق در مورد قيمت واقعى آن ، بدون خواندن صيغه معامله با واسطه آبيار كه در باغ حاضر بود ، با دريافت دو قطعه چك - كلًا به مبلغ دو ميليون ريال - نامهاى به مشاراليه دادم و پس از دريافت وجه
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: السيد الخميني
ص١٥٤