مجاهدت هستند ، من هم مانند ديگر جوانان مسلمان و مبارز ايران دوست دارم كه از اين زندان جسم راهى پيدا كنم و در صف ديگر برادران عزيز و با آنها عليه باطل به مبارزه بپردازم . دوست دارم مانند برادران بسيج در دل سياه شب به پاسدارى از خون شهيدانمان بپردازم و دليرانه در مرزهاى اسلام عليه بيگانگان و از خدا بىخبران به مبارزه بپردازم ، ولى افسوس و صد افسوس كه در اين راه تنها يك سد وجود دارد و آن پدر و مادر عزيزم هستند كه راضى نيستند يك لحظه از آنها دور شوم و در لباس عزيز پاسدارى و بسيجى به اسلام و راه خدا خدمت كنم و هماكنون از شما نويد دهنده پيروزى تقاضا مىكنم سريعاً بفرماييد كه چارهء من چيست ؟ بايد چه كار كنم ؟ آيا حرف پدر و مادرم را اطاعت كنم و خودم قطره قطره چون شمع در حال سوختن بسوزم و نابود شوم ؟ خدايا همه چيز را هم اكنون در اين نامه بيان كردم و هم اكنون از رهبر عزيزم تقاضاى عاجزانه دارم كه راه را در اين زمينه روشن بفرمايند و ديگر نكتهاى باقى نمىماند ، مگر اينكه امام عزيزم هرچه زودتر به اين سؤال من پاسخ بدهند .
بسمه تعالى ، اگر رفتن به جبهه يا عضويت در سپاه و بسيج بر شما لازم و متعيّن نشده و موجب اذيت پدر و مادر شما است ، مراعات حال ايشان را بكنيد .
[ سؤال 6381 ] 31218943
بسمه تعالى
محضر مبارك امام خمينى ارواحنا له الفداء راجع به اينكه آيا داوطلب شدن جهت اعزام به جبهه موكول به اذن پدر يا مادر يا هر دوى آنها هست يا هيچكدام ؟
والسلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته
بسمه تعالى ، اگر رفتن شما به جبهه متعيّن نشده ، رضايت و الدين را تحصيل نماييد .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٢٥