همانطور كه مستحضريد ، اخيراً امام طى پيامى ، دفاع از مرزهاى اسلامى و جنگ عليه نيروهاى مزدور صدام بعثى را تكليف شرعى و وظيفهء ميهنى تعيين فرمودند ؛ كه پس از آن ، موج سؤالها در ذهن مخلصِ عدهء كثيرى از جوانان - كه اينجانب نيز با آنان در تماسم - در رابطه با اين حكم برانگيخته شد و از آنجا كه به جز بعضى مقامات مملكتى كه اشارهاى مختصر به كم و كيف شرعى اين حكم نمودند ، از ناحيه شخص و يا مقام معتبر ديگرى ، پاسخى در صدد ظاهر ساختن تمام جوانب امر و زدودن شبهات و مبهمات برخاسته از عدم آگاهى بر تمام زوايا و شرايط شنيده نشد ، بيم اين مىرود كه اين تشنگى كمكم ميل به ركود و سستى گذارد . بنابراين متمنّى است در عين سادگى و در اسرع وقت و با احتراز از مقدمه و موخرهء اضافى ، به سؤالات ذيل پاسخ دهيد ، تا ان شاء اللَّه رهنمونى ديگر بر سبيل هدايت باشد .
الف . آيا افرادى كه در وضع كنونى جامعه ، مسئوليتهاى تثبيت شده و منظم و يا غير مشخص و متغير ، مانند مسئوليتهاى فرهنگى در مساجد و يا انجمنهاى اسلامى و يا بسيج مستضعفين و به عبارت كلىتر ، لياقت و كارايى خوبى براى تقبل مسئوليتها در آينده دارند و يا مثل ديپلمههاى متدين كه بايد خود را براى ورود به سنگر دانشگاه آماده نمايند ، با صدور اين حكم چه وظيفهاى دارا مىشوند ؟
ب . حكم امام چه صورتى از اشكال متفاوت احكام را دارد ؟
ج . اگر پاسخ دو قسمت مذكور ، دال بر ضرورت رفتن جوانان به جبههها مىباشد ، آيا اگر اين عمل موجب وارد آمدن ضرر جانى به و الدين و يا ضرر به امرار معاش و اقتصاد خانواده محسوب شود ، حكم به قوت خود باقى است ؟
از درگاه خداى تبارك و تعالى ، طول عمر آن رهبر عظيم الشأن اسلام و مسلمين ، و پيروزى ملت شهادت طلب كشور اسلامى ايران را خواستار است .
بسمه تعالى ، مادامى كه جبههها نياز به نيرو دارد ، حضور در جبهه واجب است و اذن و الدين شرط نيست .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 420
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٢٠