تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
آموزش به جبهه اعزام شوم و با اين فتواى شما كه در روزنامهء كيهان چاپ شده بود ، خود را قانع ساختم . سؤال شده بود : شخصى كه عضو نيروهاى نظامى و انتظامى نيست و مشمول مقررات دولت جمهورى اسلامى جهت اعزام به جبهه نمىشود ، اگر بخواهد داوطلبانه به جبههء جنگ برود ، ولى پدر و مادرش راضى نيستند ، از نظر شرعى چه حكمى دارد ؟ فرموده بوديد : « رضايت و الدين معتبر نيست ، ولى تا رفتن به جبهه از نظر مقررات بر شما تعيين نشده ، موجبات اذيت ايشان را فراهم نكنيد و با تحصيل رضايتشان اقدام نماييد » . ولى پسرخاله‌ام كه در تهران ، يكى از افراد سپاه است و در جاهاى قضايى كار مىكند ، تلفنى به من گفت : تو نمىتوانى با اين فتوا به جبهه به روى ، زيرا كه اين فتوا براى افراد نظامى صادر شده است . و من كه قرار بود فرداى آن روز اعزام شوم ، به جهت ترس از عاق و الدين شدن نتوانستم بروم . مدتى گذشت . كتاب توحيد آقاى شهيد دستغيب را ورق مىزدم كه به آيهء قرآنى توجه‌ام جلب شد كه فرموده بود : « اى كسانى كه ايمان آورديد مانند كسانى كه كافر شدند نباشيد كه وقتى برادرانشان به سفر يا جبههء جنگ رفته ( و باز نگشته‌اند ) گويند اگر نزد ما بودند نمىمردند يا كشته نمىشدند ، سورهء آل‌عمران آيه 155 » و بعد در تفسير اين آيه گفته بودند كه چنين كارى شرك به خدا است . و از طرفى بعضى بچه‌ها كه قرار بود بروند ، بدون اجازهء پدر و مادر يا لااقل يكى از طرفين آمده بودند . و بچه‌هاى مدرسه نيز مىگويند كه امام فرموده‌اند : « جوانان عزيز بروند جبهه‌ها ، و مسأله را زود حلّش كنند » و اين اجازهء پدر و مادر نمىخواهد . اى پدر بزرگوار ما كه از جانب خدا براى هدايت ما برگزيده شده‌ايد ، و ايمان به خدا را به ما متذكر شديد ، و ان شاء اللَّه تعالى ما نيز هدايت يافتيم ، تقاضا دارم راه را براى من كه در دو راهى قرار گرفته‌ام ، مشخص فرماييد كه آيا اجازه دارم به جبهه بروم يا نه ؟ آقا برايم دعا فرماييد كه خدا رحمتمان فرمايد ، تا به لقاى او نائل گرديم و توبه‌ام را