تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
[ سؤال 6317 ] 30583616 بسمه تعالى 28 / 4 / 1361 با سلام و درود بىپايان ، به پيشگاه مقدس و پاك حضرت نايب الامام ، رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران ، روح اللَّه الموسوى الخمينى - دامت بركاته - و درود بىكران بر رزمندگانى كه با گذشتن از جان خودشان ، درسى آموزنده به ملت ايران و تمامى جهان آموختند ، و خود رفتند تا اين اسلام عزيز در كشور مقدس ايران بماند ، و ما هستيم كه بايد راه اين عزيزان از جان گذشته را ادامه بدهيم . اماما ! من جوانى هجده ساله هستم ، كه علاقهء زيادى به جبهه رفتن دارم ، ولى پدر و مادرم از رفتن من جلوگيرى مىكنند . ما ، داراى زندگى مستضعفانه‌اى هستيم و برادرى دارم كه در زير پرچم مقدس جمهورى اسلامى ايران ، انجام وظيفه مىنمايد و پدرم كمى مريض است و نمىتواند به تنهايى خرج خانه را به كف بياورد و خانه را اداره كند ، و من مجبور هستم كه زياد اصرار نكنم . ولى با اين همه از جان‌گذشتگى رزمندگان عزيز ، و فرمايشات شما - امام - كه رفتن به جبهه و نجات دادن مسلمانان عرب را از چنگال جيره‌خواران امريكا ، امرى واجب فرموديد ، من شرمنده هستم ، اما بايد به دستور اسلام ، اطاعت از پدر و مادر را واجب و امرى مهم دانست . از شما خواهشمندم كه اين‌جانب را راهنمايى كنيد . والسلام على من اتبع الهدى بسمه تعالى ، تا موقعى كه جبهه‌ها نياز به نيرو دارد ، رفتن به جبهه واجب است و اجازهء و الدين شرط نيست . [ سؤال 6318 ] 30593561 بسمه تعالى 29 / 8 / 1361 سلام بر تو امام بزرگ كه ما را از زير سلطهء طاغوت آزاد كردى . امام بزرگ من خيلى دلم مىخواهد به اين اسلام خدمت كنم . من تا به امروز چهار مرتبه خواستم از طريق بسيج به جبهه بروم ، ولى مادرم ناراضى است و نمىگذارد من به جبهه بروم . از شما اى امام بزرگ خواهش و تقاضا مىشود كه در نامه‌اى كه براى ما مىنويسيد