تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
است ( يعنى از ابتداى جنگ ) كه پسر بزرگم در جبههء حق عليه باطل مىجنگد و هنوز برنگشته ؛ به خواست خدا جنگ تمام شود و ان شاء اللَّه او برگردد . حال پسر كوچكم ( فرزند آخرى ) كه متولد سال 1344 است و محصل سال دوم هنرستان است ، او مىگويد كه امام دستور جهاد براى جوانان داده و مىگويد كه مىخواهم به جبهه بروم ؛ حال من مانده‌ام كه به او اجازه بدهم يا نه ؟ با توجه به اين‌كه فرزند اولم جبهه است و اين فرزند آخرم مىباشد ، با اين حال من مانده‌ام كه چه كنم ؟ لطفاً شما اى امام امت مشخص كنيد كه اين جهاد ، شامل او مىگردد يا خير ؟ تا در صورت شامل شدن ، او را به جبهه بفرستم . خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدى ، خمينى را نگهدار بسمه تعالى ، به مقامات مسئول مراجعه كنند ؛ اگر احتياج دارند رضايت پدر شرط نيست . [ سؤال 6263 ] 30242492 بسمه تعالى 15 / 4 / 1361 دفتر امام خمينى با درود به رهبر بزرگ و حامى مستضعفان جهان و با درود به رزمندگان اسلام از جنوب ايران تا جنوب لبنان و از كربلاى حسينى تا كربلاى خمينى از نماينده محترم امام مىخواهم كه جواب سؤالات مرا بدهيد تا بهتر بتوانم به وظيفهء خود عمل كنم . 1 . اين‌جانب پدر و برادر ندارم . مادرى پير حدود شصت ساله و سه فرزند - كه دو دختر حدود هشت ساله و پنج ساله و يك پسر حدود سه سال است - دارم و در ذوب آهن كار مىكنم و 32 سال سن دارم . آيا مىتوانم بدون اجازهء خانواده به جبهه بروم ؟ بسمه تعالى ، اجازهء خانواده شرط نيست . اگر زندگى آن‌ها در غياب شما تأمين است ، مىتوانيد به جبهه برويد .