اينجانب خيلى زياد ميل دارم به جبههها بروم ، ولى مشكلى در پيش دارم و آن اين است كه وقتى من در سال گذشته در جبههء آبادان بودم ، پدر اينجانب عمر كوتاه خود را به شما بخشيد و دار فانى را وداع گفت . در حال حاضر ، من سرپرست پنج نفر خواهر و برادرم مىباشم كه سه نفر آنها صغير هستند و دو نفر كبير با مادرم ، كه روزها به كار مىروم و خرج خانه را بحمداللَّه در مىآورم . با اينكه اينجانب آموزشهاى نظامى را كاملًا مىدانم و يكبار هم به جبهه رفتهام و كارآزموده شدهام ، آيا صلاح است كه به جبهه بروم يا خير ؟ ضمناً اگر اينجانب به جبهه بروم ، زندگى ما بههم نمىخورد و تا برگردم ، وجه براى خرج وجود دارد .
جواب اين نامه را شخصاً بنويسيد تا اينجانب اطمينان كامل حاصل نمايم .
به اميد پيروزى هرچه زودتر رزمندگان و ظهور حضرت بقية اللَّه روحى له الفداء
بسمه تعالى ، موكول به نياز جبههها و تشخيص مسئولين است .
[ سؤال 6189 ] 29713517
بسمه تعالى
پس از عرض سلام ، سلامتى شما را از درگاه ايزد متعال خواستاريم
اى امام روح خدا ، خمينى ، بارى عرض مىشود كه فرزند بنده در حملهء رمضان ، در ستاد امداد اهواز در جبههء كوشك ( شلمچه ) به درجهء رفيع شهادت نائل آمد و برادرم نيز مدت شش ماه است كه در جبهه مىباشد . من نيز الآن منتظر فرمان و حكم شما هستم كه آيا براى جنگ با مزدوران بعث عراق به جبهه بروم يا خير ؟ اى امام علىاكبرم در وصيتنامهاش نوشته بود : آرزوى ديگرى بر دلم نبود جز آنكه دست رهبرم امام خمينى را ببوسم و چون موفّق نشدم ، شما از جانب من برويد و دست او را ببوسيد . اما بنده نه سوادى داشتم و نه مالى كه بتوانم به زيارت شما بيايم . لذا بهجاى خود ، اين نامه را نوشتم ؛ از ما بپذيريد . اى امام ! جواب نامه را حتماً براى اين بندهء حقير بفرستيد .
بسمه تعالى ، بستگى به نياز جبههها دارد ، و تشخيص آن موكول به مسئولين مربوطه است .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: السيد الخميني
ص٣١٢