تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
خمپاره منفجر مىشد ، مرا از جاى مىكند و سخت لرزه بر بدنم مىافتاد و وحشت به من دست مىداد . الآن نيز دلم قرار نمىگيرد و مىخواهم به جبهه بروم ، ولى نمىدانم چه كار بكنم . با اين وصف آيا شرعاً جبهه رفتن بر من فرض مىباشد يا نه ؟ اگر هست ، شما را به خون شهيدان سوگند مرا دعا كن و از خدا بخواه تا قوت قلبى به من بدهد . از خداى بزرگ ، سلامتى شما ، پيروزى رزمندگان و موفقيت دولت را خواستارم بسمه تعالى ، به مسئولين مراجعه كنيد ؛ اگر نياز دارند و صلاحيت داريد برويد . [ سؤال 6135 ] 29263492 بسمه تعالى با عرض سلام سؤال حقير ، در ميان گذاشتن شرايطى است كه براى اين‌جانب پيش‌آمده . در مورد شرايط خانوادگى از يك‌طرف ، و قصد اين‌جانب به رفتن به جبهه از طرف ديگر ، كه مىخواستم بدانم حكم و رضايت خدا و دستور اسلام با وجود اين شرايط در مورد وظيفهء شرعى من چيست و كدام كار به صواب نزديك‌تر و مطابق دستور خداوند متعال است ؟ آن شرايط اين است كه پدر و مادر اين‌جانب هر دو بيمارى دارند . مادرم بيمارى قلبى يا عصبى دارند كه هرچند گاه يك‌بار براى مدتى ، مثلًا ده يا پانزده روز در بستر بيمارى مىافتد و پدر من هم از سابق ، دچار فشار خون و سكته شده كه اكنون نيز بيمارى و عارضهء فشار خون وجود دارد . از طرف ديگر ، برادر اين‌جانب نيز بايد به سربازى برود و برادر كوچك‌تر ديگر نيز محصل مىباشد . اكنون پدر و مادر اين‌جانب مىگويند : ممكن است با رفتن من به جبهه ، براى پدر عارضهء قلبى عود كند و با وجود نبودن برادر ديگر ، من بايد به كارهاى ايشان رسيدگى كنم كه اگر احياناً مسأله‌اى يا بيمارىاى پيش آمد آن‌ها بىكس نباشند ،