تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
خانوادگى است . خانواده‌اى كه در آن زندگى مىكنم يك خانوادهء غير اسلامى است ، تنها من و مادرم در اين خانواده نماز مىخوانيم ( كه مادرم نيز در انجام اين فريضهء الهى سهل‌انگار و غير كوشا است ) از زمانى كه به ياد دارم ، پدرم نماز نمىخواند . ( البته به كلى منكر نيست ) برادرم قبل از انقلاب فردى مؤمن و معتقد بود . اما متأسفانه بعد از انقلاب از راه راست الهى منحرف شده و كمونيست شد و اكنون به‌كلى منكر خدا است و جزو حزب توده است . خواهرم نيز كمونيست مىباشد و بىحجاب است و تنها من در اين خانواده سعى در انجام احكام الهى دارم . امام عزيز ، من از اين شرايط ( بىحجابى خواهرم و . . . ) رنج فراوان مىبرم ، اما بالاتر از اين رنج ، سؤالاتى است كه در رابطه با مسائل شرعى در اين مورد برايم پيش آمده است و از محضر شما تقاضا دارم ، مرا در اين امر راهنمايى كنيد كه : آيا زندگى كردن من در چنين خانواده‌اى صحيح است يا خير ؟ آيا نماز و روزهء من كه با اين افراد در تماس هستم صحيح است ؟ يا اين‌كه بايد خانه و خانواده را ترك كنم ؟ و اگر حكم كرديد كه خانواده را ترك كنم ، آيا ولايت پدر و مادر نسبت به من باقى است يا خير ؟ آيا از نظر شرعى و با توجه به شرايطى كه ذكر كردم ، پدر و مادرم مىتوانند مانع رفتن من به جبهه باشند و آيا من مىتوانم بدون رضايت آن‌ها به جبهه بروم يا خير ؟ ضمناً آيا نمازها و روزه‌هايى را كه تا كنون گرفته‌ام و با كافر ( برادر و خواهرم ) در تماس بوده‌ام ، صحيح است يا بايد قضا كنم ؟ ( البته ، همواره احتياط مىكرده‌ام كه در تماس زياد با آن‌ها نباشم و آلوده نشوم ) . ضمناً تصميم گرفته‌ام كه اگر تكليف الهى من ، بر ترك خانه قرار گرفت ، روزها در خدمت بسيج باشم و هزينه زندگىام را از اين‌راه تأمين كنم و شب‌ها نيز يك كلاس ديگرى را كه از درسم باقيمانده ، به پايان ببرم . اى امام بزرگوار ! اى اميد مسلمين و مستضعفين جهان از شما تقاضا دارم به اين سؤالات من پاسخ دهيد . بسمه تعالى ، در حد صله رحم و اين‌كه قطع رحم نكرده باشيد ، بايد با برادر