به جبههها - آيا تا قبل از اينكه بدهى خمس خود را بدهد ، مىتواند اين كمكها را بكند يا خير ؟ يادآورى مىشود كه اين كمك را نه بابت خمس مىخواهد بكند ، بلكه به عنوان انفاق از مال خود . يا اينكه تا قبل از اينكه بدهى او از خمس تمام نشده ، نمىتواند بابت انفاق يا مثلًا هديه و ساير امور خيريه بپردازد .
بسمه تعالى ، بدهى شرعى را بايد به موقع ادا كند و كمك و انفاق از مال خود به ديگران مانع ندارد .
2 . استخارهاى را دو نفر كردهاند و در نتيجه ، آن دو نفر به نتيجهء استخاره راضى نيستند و با مشورت ديگران ، آنها گفتهاند كه اينجا اصلًا جاى استخاره نبوده . حالا سؤال اين است كه آيا در موارد فوق مىتوان نتيجهء استخاره را ناديده گرفت يا اينكه وقتى كه گرفته شد ، بايد حتماً از آن اطاعت نمود ؟
بسمه تعالى ، استخاره شرعاً الزامآور نيست .
3 . كسانى كه با خريدن خانهاى مقدار زيادى بدهكار مىشوند ، به طورى كه سالهاى متوالى بايد اين بدهى را بپردازند ، براى چنين كسانى مسألهء خمس به چه صورت است ؟ مثلًا فرض بفرماييد سالى بايد 000 / 30 تومان بدهى بدهد ، به مدت مثلًا 15 سال . علاوه بر 000 / 30 تومان بدهى ممكن است در بعضى از سالها درآمد او بيشتر باشد از اين بدهى ؛ مثلًا 000 / 15 تومان هم براى خودش بماند ؛ تكليف خمس او چگونه است براى اين مقدارى كه درآمد ساليانهء اوعلاوه بر بدهى ساليانهء منزل است ؟
بسمه تعالى ، زايد بر اقساط پرداختى ، هر سال اگر زايد بر مؤونه چيزى باقى ماند خمس دارد .
4 . آيا مىتواند با اين درآمدهاى بيش از بدهى براى خود امكانات زندگى تهيه نمايد يا اينكه بايد اول همهء بدهىها را بپردازد ، بعد به ايجاد امكانات بعدى بپردازد ؟
بسمه تعالى ، چنانچه مورد حاجت باشد از مؤونه محسوب است و اشكال ندارد .
5 . پسر جوانى كه تا قبل از ازدواج ، سه دانگ منزلى را داشته و با پدر و مادرش شريك بوده و در موقع ازدواج ، اين منزل را به دليل نياز آنها ، به آنها واگذار نموده ( البته نه با سند ، بلكه استفاده از منزل را ) و خود رفته يك منزل به اندازهء نيازش خريده و زير بار بدهى زيادى رفته است تا پدر و مادر خود را خانه به دوش نكند . آيا اين وضعيت به منزلهء داشتن دو خانه براى اين جوان محسوب مىشود يا اينكه در حقيقت ، مسكن مورد نياز محسوب مىشود كه نياز به پرداخت خمس آن نمىباشد ؟ اگر چنانچه بايد خمس آن حساب شود ، نحوهء محاسبهء آن را نيز بفرماييد .
بسمه تعالى ، در فرض سؤال ، خمس واجب نيست .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 703
مساهمون: السيد الخميني
ص٧٠٣