گذاشت كه به روى و لذا من كه ازدواج كردهام ، در گناباد فورى خانه اجاره كرده و قصد اقامت هميشگى در گناباد كردم و نمازم را طبق دستور امام كه در رساله پيرامون نماز مسافر است ، به عنوان وطن دوم خود انتخاب كردم . توضيح اينكه اگر هم موافقت به ماندنم در گناباد ننمايند بايستى يكسال يا دو سال ديگر به بجستان بروم و باز به گناباد منتقل خواهم شد و مىخواهم براى هميشه در گناباد اقامت كنم و بنده در حال ترديدى اين چنين ، نماز و روزهء خود را كاملًا صحيح به عنوان وطن دوم ادا مىكنم .
دستور فرماييد كه تكليف من چيست ؟ و دربارهء نمازهاى گذشتهام چه كنم ؟ و روزهء ماه رمضان امسال چه صورت داشته است ؟ به علت اينكه بنده احتمالًا در حال شك هستم ، تقاضا دارم كه هرچه زودتر جواب را ارسال داريد .
بسمه تعالى ، اگر بنا داريد كه هميشه در گناباد بمانيد حكم وطن دارد ولى با ترديد ، قصد دائم محقّق نمىشود و در اين صورت وطن نمىشود .
[ سؤال 2730 ] 1341812
بسمه تعالى
محضر مبارك مرجع عالىقدر شيعيان جهان ، حضرت آيت اللَّه العظمى امام خمينى ، مدّ ظله العالى
1 . آيا انسان مىتواند بدون اعراض از وطن اصلى ، محلى را كه احتمالًا طولانى ولى نامعلوم در آن اقامت دارد ، به عنوان وطن فعلى انتخاب نمايد ؛ بدون اينكه شش ماه در زادگاه و شش ماه در اينجا باشد ؟
بسمه تعالى ، اگر قصد زندگى دائم در آن محل نمايد و مدتى هم در آنجا بماند ، آنجا وطن او محسوب مىشود .
2 . در بلاد كبيره - نظير تهران - حد ترخص چه مسافتى است ؟ مثلًا اگر محل سكونت ، اطراف دانشگاه تهران باشد و محل كار ، بازار ، آيا اين خارج از حد ترخص است يا نه ؟
بسمه تعالى ، در مثل تهران ، ابتداى مسافت از منزل است ؛ ولى حكم سفر ، از آخر محله بار مىشود .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: السيد الخميني
ص٧٥