اگر روحانى دوم ، داراى ورع و تقوا و عدالت لازم و حائز روحيهء انقلابى - كه فداكارى است - بودند ، به جاى موضعگيرى اقدام به اصلاح نموده و با خرد كردن حيثيت همكار و هملباس خود ، قدم به مسجد نمىگذاردند و مردم ايشان را عادل نمىدانند و مسجد را حق روحانى اول مىدانند ؛ لكن اين در حد اختلاف باقيمانده و حكم قطعى آنرا از آن حضرت تقاضا دارند كه تكليف مسجد رفتن آنها روشن گردد .
بسمه تعالى ، مسجد توليتبردار نيست و امام جماعت بايد در نظر مأمومين عادل باشد و مسلمين بايد مصلحت اسلام و انقلاب را مقدم بدارند و از دست زدن به هرگونه كارى كه موجب تفرقه و از بين رفتن وحدت مىشود حذر كنند .
[ سؤال 3214 ] 1929 - 6865
4 . آيا شرايط امام جماعت با امام جمعه فرق مىكند ؟ عادل بودن كه براى امام جماعت واجب است ، تعريفش چيست ؟ و آيا اگر امام جمعه يا جماعت به روى گناهان صغيره اصرار داشته باشد از عدالت خارج مىشود ؟
بسمه تعالى ، معناى عدالت و شرايط امام جماعت و جمعه در رساله ذكر شده است و اصرار بر صغيره موجب سلب عدالت مىشود .
[ سؤال 3215 ] 711 - 1377
6 . بعضى از وقتها ( مثلًا در محيط مدرسه ) تمام معلمين يك معلمى را قبول دارند كه عادل است و او را به عنوان امام جماعت انتخاب مىكنند ؛ اما خود آن معلم انكار مىكند ؛ چون خودش ، خودش را بهتر مىشناسد و لذا مىداند كه عادل نيست . در اين مواقع اگر مسئوليت امام جماعت را با اصرار ديگران و انكار خود قبول كند ( با توجه به اينكه مىداند عادل نيست ) ، اشكال دارد يا خير ؟
بسمه تعالى ، ميزان ، تشخيص مأمومين است ؛ اگر چه كسى كه خود را عادل نمىداند ، احتياط مستحب آن است كه امامت نكند .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: السيد الخميني
ص٣١٤