[ سؤال 2771 ] 6757 - 1323
2 . شخصى در يكى از دهاتهاى همدان متولد شده ؛ تا شانزده سال در وطن زندگى مىكرده و بعد از شانزده سال به كرج مهاجرت نموده ؛ آيا در موقع مسافرت به وطن ، نماز اين شخص در وطن خود يعنى ( همدان ) درست است يا شكسته ؟
بسمه تعالى ، تا از وطن اعراض نكرده ، نمازش در آنجا تمام است .
[ سؤال 2772 ] 902 - 1249
3 . اگر مسافر هستم ، آيا در قريهء دلويى كه زادگاهم مىباشد و هنوز هم از آنجا قطع اميد نكردهام نيز مسافر هستم يا نه ؟
بسمه تعالى ، تا اعراض از محل تولد خود نكردهايد ، به حكم وطن باقى است .
[ سؤال 2773 ] 8593 - 1890
9 . افرادى از وطن اصلى خود مىروند براى زندگى به شهر ديگر ، به حسب بناى خود قصد مراجعت براى زندگى در وطن را ندارند ولى احتمال مىدهند كه وضع طورى بشود باز برگردند به وطن ، لذا قطع علاقه قلبى نمىكنند آيا در اين فرض وطنيت اصلى باقى است يا با قطع زندگى عملًا اعراض محقق شده .
بسمه تعالى ، در فرض مذكور اعراض محقق نشده است .
[ سؤال 2774 ] 8328 - 2068
14 . در اعراض از وطن آيا اعراض عملى كافى است مانند كسى كه مثلًا سى سال است در شهرى ساكن و به وطن خود نرفته ولى باز خود را اهل آن وطن مىداند يا در اعراض قصد معتبر است و اصولًا بيان فرماييد معنى اعراض را .
بسمه تعالى ، در فرض سؤال اعراض متحقق نيست مگر آنكه قاصد عدم عود باشد و در تحقّق اعراض بايد علاوه بر قصد عملًا هم از آن محل خارج شود .
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: السيد الخميني
ص٩٥