س : 20
- دخترى بودم كه ازدواج نمودم ، بعد از ازدواج معلوم شد كه من به علّت بيمارى نمىتوانم عمل زناشوئى انجام دهم ، شوهرم بعد از چهار سال فوت كرد ، بعد از ايشان تصميم به ازدواج گرفتم ، أمّا پزشكان مىگويند كه بايد عمل جرّاحى انجام دهم ولى بچّهدار نخواهم شد . آيا شرعا عمل جرّاحى إشكال دارد ؟
ج
- اگر ضرورت دارد إشكال ندارد .
س 21
- حقير چند سال پيش دخترى را به همسرى خود اختيار نمودم ، بعدا ديدم شكمش جرّاحى شده است ، از او سؤال نمودم چه شده ؟ گفت كليهام را جرّاحى كردهام ، بعدا فهميدم سر من كلاه گذاشته ؛ زيرا او را جرّاحى رحم كرده بودند و عقيم بود ، اكنون مدّت نه ماه است كه خانهء مرا ترك كرده و هيچ اعتنائى به من نمىكند ، و من مهريّهء او را به اقساط مىدهم ، حال از إمام امت مىخواهم آيا اين زن تمام مهريّه را حقّ دارد يا خير ؟ و نفقهء او در شرع مقدّس إسلام چه حكمى دارد ؟ و اگر او را طلاق دهم حقّ نفقهء او در حال عدّه چگونه است ؟
ج
- بايد مهريّهء او را بپردازيد ، و اگر از شما تمكين ندارد نفقه واجب نيست ، و اختيار طلاق با شما است .
س 22
- اگر مردى با دخترى به عنوان اينكه او سالم است ازدواج نمود ، بعد معلوم شد بر طبق گواهى پزشكى قانونى آن زن از نظر عقلى و فكرى عقب مانده بوده حتّى قادر به إدارهء امور شخصى خود نيست . آيا چنين عيبى باعث فسخ عقد نكاح مىباشد يا خير ؟ و أولياء دختر ملزم به پرداخت خسارات ناشى از مخارج عقد و عروسى مىباشند يا خير ؟