ج
: با وعدهء جلب رضايت طفل بعد از بلوغ بدهى ديه و تكليف از طرف ساقط نمىشود ، لكن اگر ولىّ ما في الذّمهء طرف مقابل را براى طفل ضامن شود كفايت مىكند .
س 4
- هرگاه جرح خطأى محض با عناوين مختلف ( حارصه ، داميه ، متلاحمه ، سمحاق ، موضحه ، هاشمه ، منقله ، مأمومه و دامغه ) « * » در سر و صورت و يا ديگر اعضاء بدن با علم قاضى ثابت شود ، آيا ديه بر عاقله است يا بر جانى ؟
ج
- در موضحه ، هاشمه ، منقله ، مأمومه ، دامغه در مواردى كه در صورت ثبوت با بيّنه ديه بر عاقله است ، اگر در آن موارد با علم قاضى ثابت شود ديه بر عاقله خواهد بود .
س 5
- هرگاه در پا و يا دست انسان از دو محلّ جداگانه استخوان بشكند ، آيا شكستگى يكى به حساب مىآيد يا به تعداد هر شكستگى در محلهاى جداگانه شكستگى ديگرى محسوب مىشود ؟
هامش
* - حارصه : خراش پوست ، بدون آنكه خون جارى شود - ديهء آن يك شتر .
داميه : خراشى كه از پوست بگذرد و مقدار اندكى وارد گوشت شود و همراه با جريان خون ( كم يا زياد ) باشد - ديهء آن دو شتر .
متلاحمه : جراحتى كه موجب بريدگى عميق گوشت شود لكن به پوست نازك روى استخوان نرسد - ديهء آن سه شتر .
سمحاق : جراحتى كه از گوشت بگذرد و پوست نازك روى استخوان برسد - ديهء آن چهار شتر .
موضحه : جراحتى كه از گوشت بگذرد و پوست نازك روى استخوان را كنار زده و سفيدى استخوان را آشكار كرده - ديهء آن پنج شتر .
هاشمه : عملى كه استخوان را بشكند گرچه جراحتى را توليد نكرده باشد - ديهء آن ده شتر .
منقله : جراحتى كه درمان آن جز با جابجا كردن استخوان ميسّر نباشد - ديهء آن پانزده شتر .
مأمومه : جراحتى كه به كيسه مغز برسد - ثلث ديه كامل و يا 33 شتر ديه دارد .
دامغه : جراحتى كه كيسه مغز را پاره كند - غير از ثلث ديه كامل ، أرش بر او افزوده مىگردد .
تحرير الوسيلهء با ترجمه ، ج 4 ، ص 423 - 424 .