س : 99
- شخصى فوت شده و ورثهء او قيمت اعيانى را كه سهم زن شخص متوفّى مىباشد نمىدهند ( گاهى به زبان مىگويند كه هر وقت حصر وراثت شد مىدهيم ولى چون بايد ماليات بدهند حاضر نمىباشند كه حصر وراثت كنند كه آن هم نتيجهء ندادن را دارد ) در اين صورت آيا آن زن يا وكيل او مىتواند حقّ خود را تقاصّ كند ؟ و بر فرض جواز اگر تقاصّ طورى باشد كه ناچار بايد زيادتر از حقّ خود را تقاصّ كند ، ولى زيادتر را نمىخواهد و بر مىگرداند به ورثه ، أمّا براى تقاصّ مبلغى بايد خرج كند تا بتواند تقاصّ كند ، بعد كه آن زيادى را بر مىگرداند حقّ مطالبه مخارجى را كه كرده دارد ؟
ج
- در فرض سؤال تقاصّ جائز است ، ولى مبلغى را كه خرج مىكند حقّ مطالبه ندارد .
س 100
- زيدى فوت نموده كه داراى چند وارث كبير و يك يا چند وارث صغير است ، آيا ورثهء كبير در تصرّفات خود ( چون سهم صغار در آن به نحو مشاع و مشترك است ) محتاج به اجازه از حاكم شرع است ؟
ج
- نسبت به سهم صغار موقوف به اجازهء ولىّ شرعى است .
س 101
- 1 - شخصى فوت نموده و دارائى او عبارت از دو باب خانه و نه باب مغازه و مبلغى پول است ، و در وصيتنامهء شرعى ارشد أولاد خود را وصىّ قرار داده كه پس از فوت تمام دارائى و أملاك موصى را به حيطهء تصرّف در آورد و پس از اداء ديون كما فرض اللّه بين ورّاث تسهيم گردد ، و درآمد مغازهها را تا مدّت بيست سال بابت ثلثيهء موصى به صرف استيجار سى سال نماز و روزه و سائر خيرات كه در وصيّتنامه قيد شده برساند ، و بعد از بيست سال آنها هم كما فرض اللّه بين ورّاث تسهيم گردد . حال ( در أثر عدم سازش و عدم متابعت بعضى از ورّاث ) آيا وصىّ مىتواند هشت باب مغازه را به فروش برساند و طبق