س : 24
- زنى مدّتى است با شوهرش اختلاف دارد و تمكين نمىكند ، و بهانهاش گاهى اين است كه من تفاوت سنّى با تو دارم ، و گاهى مىگويد كه تو عقيم هستى و من بچّه مىخواهم ، و گاهى آشكارا مىگويد من تو را نمىخواهم .
و وقتى كه مرد به او مىگويد تو كه سابقهء مرا مىدانستى چرا به عقد من درآمدى ؟ مىگويد : حالا پشيمان شدهام و نمىخواهم ، و مرد هم مدّعى است كه زن به هوس افتاده است و لذا به هيچ قيمت حاضر به طلاق نيست . در اين صورت آيا زن با اين بهانهها مىتواند طلاق بگيرد و چنين حقّى به زن داده شده است ؟
ج
- زن حقّ طلاق ندارد ، و اختيار طلاق در دست شوهر است ، و بايد از شوهر تمكين كند ، و در صورت عدم تمكين استحقاق نفقه و سكنى ندارد ، و مرد مىتواند و لو با رجوع به دادگاهها او را وادار به تمكين كند .
س 25
- آيا اين موضوع كه زن بايد در عمل زناشوئى از شوهر خود تمكين كند ، حدّى دارد ؟ يا اين كه به طور نامحدود هرگاه شوهر خواست ، بايد زن تمكين كند ؟ ( البتّه در مواقعى كه عذر شرعى نداشته باشد ) .
ج
- هرگاه شوهر بخواهد ، زن بايد تمكين كند .
س 26
- زوجه از زوج تمكين نمىكند ، حاكم حكم تمكين مىدهد ولى زن باز تمكين نمىكند ، آيا حاكم شرع مىتواند زوجه را به عنوان ارتكاب گناه تعزير نمايد ؟
ج
- مىتواند او را به تمكين إجبار نمايد .