تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
دادم . امسال كه خواستم بقيّهء طلاهايم را براى كمك به دولت بدهم پدرم راضى به اين كار نبود ، أوّلا مىخواستم ببينم تكليف من نسبت به طلاهائى كه قبلا داده‌ام چگونه است ؟ چون در آن زمان نمىدانستم پدرم راضى نيست . و ثانيا آيا از لحاظ شرعى اجازهء پدرم لازم است يا نه ؟ مسألهء ديگر ازدواج با معلول است ، آيا بدون اجازهء پدر امكان‌پذير است يا نه ؟

ج

- از چيزى كه پدر به شما هديه كرده آنچه قبلا به دولت كمك كرده‌ايد إشكال نداشته ، و از اين به بعد از پدرتان اجازه بگيريد « * » و بدون اجازهء پدر نمىتوانيد ازدواج كنيد .

س 38

- هرگاه از دختر باكره‌اى با عقد ازدواج ولى بدون إذن پدر إزالهء بكارت شود ، بعدا ( با توجّه به اين كه إذن پدر در ازدواج دختر باكره شرط است ) با طلاق احتياطى ( طلاق خلعى ) از آن مرد جدا شود و دوباره با همان مرد ازدواج كنند ، آيا صحّت عقد دوّم منوط به إذن پدر دختر است ؟

ج

- در فرض مرقوم ازدواج دوّمى صحيح است ، و إذن پدر شرط نيست .

دخترى كه ولىّ ندارد در ازدواج آزاد است

س : 39

- دخترى هستم 25 ساله ، چند سالى است كه پدر خود را از دست داده و جدّ پدرى هم ندارم ، مىخواهم با مردى كه از نظر سنّى چندين سال از من
هامش
* - جملهء « از پدرتان اجازه بگيريد » يك توصيهء اخلاقى براى اجتناب از أذيّت كردن پدر است .