تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١

ج

: ازدواج دختر باكره منوط به اجازهء پدر است ، ولى اگر با ميل دختر به ازدواج ، پدر از ازدواج وى با كفو شرعى و عرفى ممانعت كند و خوف آن باشد كه كفو ديگرى براى خواستگارى دختر پيدا نشود در اين صورت ولايت پدر ساقط است ، و دختر مىتواند بدون اجازهء پدر ازدواج كند .

س 7

- آيا شرط صحّت عقد موقّت براى دختران باكره إذن پدر است ؟ اگر تنها با رضايت مادر باشد چطور ؟ در صورتى كه پدر با عقد دائم موافق ولى با صيغهء عقد موقّت مخالف باشد مىتوان براى مدّت كوتاهى با فرد مورد نظر صيغهء محرميّت خواند ؟

ج

- عقد بايد با اجازهء پدر باشد ، و فرقى بين عقد دائم و عقد موقّت نيست .

س 8

- دختر باكره‌اى بدون اطّلاع پدرش ازدواج نموده ( پدر در بلد نبوده ، ليكن إمكان اجازه گرفتن از وى بوده است ) و پدر بعد از اطّلاع اجازه نداده است ؛ حالا هم مرد حاضر به طلاق نيست . آيا دادگاه مىتواند با استناد به فتواى حضرت إمام كه اجازهء پدر را شرط مىدانند حكم به عدم صحّت عقد كند ؟ وظيفه چيست ؟

ج

- عقد مزبور باطل است . و دادگاه حقّ طلاق ندارد . ولى خود طرفين اگر بكارت دختر زائل شده مىتوانند ثانيا بدون اجازهء پدر با هم ازدواج كنند .