تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
مقدّس را مرقوم فرمائيد .

ج

- اگر يقين به غصب بودن نداريد ، اشكال ندارد .

س 36

- زمينى مهريّهء كسى بوده ، با مدارك شرعيه به ديگرى فروخته و وجه آن را دريافت نموده و خريدار هم معامله را فسخ نكرده ، ولى همين زمين مذكور در تصرّف شخص ثالثى بوده كه تحويل خريدار نداده ؛ آيا بدون اجازهء خريدار در آن زمين مىشود نماز خواند ؟ يا زمين مال خريدار است و از او بايد اجازه گرفت ؟

ج

- فروشنده اگر ملك شرعى خود را به خريدار فروخته ، تصرّف در ملك مزبور موقوف است به اجازهء خريدار ، كه مالك فعلى آن است .

س 37

- قريب صد سال قبل زمينى وقف مسجدى شده كه عوايدش صرف مسجد گردد ، زمين فوق به صورت باغ درآمده بود و به مرور زمان باغ مذكور به وسيله باغبان باغ تصاحب شد و بعدا باغ به خيابان برخورد نمود . و مقدارى از آن كه باقى مانده بود با مقدارى از راه قديم را شهردارى سابق تصاحب نموده و يك نانوائى ساخته و مقدارى را به بانك تعاون روستايى فروخته كه فعلا وسايل زندگانى مردم در بانك تعاونى توزيع و به فروش مىرسد و مردم از نانوائى نان خريدارى و از بانك تعاونى هم اجناس خريدارى مىنمايند با توجه به اصل زمين اين دو مؤسسه كه قبلا وقف بوده است آيا در حال حاضر اجازه مىفرماييد كه از بانك تعاون روستايى و نانوايى فوق الذكر وسايل و نان خريدارى شود يا نه ؟