س 4
- شخصى يك ساختمان و دو زن و ده فرزند پسر و دختر در شهرى داشته كه آن شخص مدتى است فوت كرده و يكى از پسرها و يكى از زنها و يكى از نوهء پسرهايش از آن زمان در آن خانه نشستهاند و يك اطاق هم خالى بوده كه يكى از دخترهايش اين اطاق را به تصرف درآورده و به يك زن بىشوهر و بىبچه و بىكس داده و آن پسرى كه از زمان پدر تا حالا در آن خانه نشسته حالا خطاب به آن دختر مىگويد كه بايد اين زن بيرون برود و خودت بيايى بنشينى . آن دختر مىگويد من احتياج ندارم و بدون كرايه به يك زن بىسرپرست دادهام . اما آن پسر مىگويد بنابراين بايد او ماهانه مبلغ 500 تومان كرايه بدهد آيا اولا از نظر شرعى در اين مدت كه پدر آن شخص فوت كرده و خودش در خانه مىنشسته و وارثهاى ديگر راضى نبودهاند چه حكمى دارد ؟ و ثانيا اين كرايهاى كه مىخواهد از آن زن بىسرپرست بگيرد به او مىرسد يا نه ؟ و از طرف ديگر نماز و روزه آن زن صحيح است يا صحيح نيست ؟ و ضمنا حاضر نيستند اموال اين مرحوم را تقسيم بكنند و هر كدام از اين بچهها مقدارى از ملك و باغ را تصرف كرده و حاصلش را مىبرند از نظر شرعى اين مسأله چه حكمى دارد ؟
ج
- تصرف در مال مشترك بايد با اجازهء همه شركاء باشد و بدون اجازه غصب و موجب ضمان اجرت المثل است .
س 5
- مزرعهاى است داراى هشت مالك كه چهار تا يا بيشتر از مالكين آن در هفتهاى چهار يا پنج روز آب دارند و آب خود را براى لولهكشى ده مىدهند و بقيه شركا راضى نيستند آيا از نظر شرعى مىتوان سهميه افرادى را كه راضى هستند به وسيله لوله از زمينهاى مشاع مزرعه