تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

س 21

- فرزند پدرى هستم كه هيچ گونه اعتقادى به خدا و پيامبر و معاد ندارد و مسلما نماز هم نمىخواند ، بلكه در مواردى توهين به آستان قدس خدا و پيامبر مىكند و با انقلاب فوق العاده بد است . اخلاق خانوادگى او - به خاطر اين كه مادرم و خواهر و برادرانم همه معتقد به مبانى مذهبى هستند - فوق العاده تند و به دور از عواطف پدرى است . من تا آنجا كه توانستم با محبّت و رفتار ملايم با پدرم صحبت كرده و او را از روشى كه در مقابل خدا و پيامبر و در مقابل خانواده پيش گرفته است ، نهى كرده‌ام ، امّا محبّت و طبع ملايم هم در او كارگر نيست و اكنون وضع خانواده آشفته و هر روز دعوا و ناسزا گويى از طرف پدرم در خانواده شديدتر شده و من هم با پدرم دعوا كرده و از او قهر نمودم . البتّه متذكّر مىشوم كه من ازدواج كرده و در منزل همسرم زندگى مىكنم و شوهرم گفته است كه راضى نيستم ديگر به خانهء پدر و مادرت بروم . حال از امام عزيز مىخواهم تكليف اين جانب را نسبت به پدرم كه كافر به همه چيز است روشن كند !

ج

- از قطع رحم اجتناب كنيد و حتى المقدور در هدايت او كوشش نماييد .

س 22

- با مجروحانى كه بر اثر عدم اعتقاد كامل نماز را برپا نمىدارند ، به عنوان يك پرستار چگونه بايد رفتار كرد ؟

ج

- وظيفه ، امر بمعروف و نهى از منكر است با مراعات مقرّرات آن .