س 32
- آن طور كه خاطرم اجازه مىدهد : مدت 7 سال روزه نگرفته و چندان اعتقاد راسخى نسبت به قضا و كفارهء آن نداشتهام ، در حال حاضر دقيقا 161 روز بدهكار هستم ، مستدعى است بفرماييد كه با توجه به كفّاره اين روزهها و جهلم نسبت به مسأله و محكم نبودن اعتقادم و عدم استطاعت فعلى ( از نظر مالى و جسمى ) در زمينهء اداى واجبات چه بايد كنم ؟
ج
- اگر جاهل به مسأله بودهايد و غافل از ياد گرفتن بودهايد ، فقط قضاى روزهها را بجا آوريد و كفّاره واجب نيست و همچنين اگر نمىتوانيد كفّاره بدهيد ، لازم نيست خود را به مشقّت بيندازيد .
س 33
- اين جانب فكر مىكردم كه در شهر قم هميشه دو دقيقه ديرتر از تهران صبح مىشود و ليكن بعدا متوجه شدم كه قم در تابستانها دو دقيقه ديرتر و در زمستانها دو دقيقه زودتر از تهران صبح مىشود ، ولى من بر اثر ندانستن اين قاعده در چند روز از روزههاى قضاى واجبم ، در اوّل صبح غذا مىخوردم يعنى وقتى كه اذان تهران را مىگفتند من تازه دست از غذا خوردن بر مىداشتم زيرا فكر مىكردم به افق قم دو دقيقه ديگر صبح مىشود ؛ حالا بفرماييد روزهء اين چند روز صحيح است يا نه ؟
ج
- قاعده مزبوره علمآور نيست اگر يقين نداريد كه بعد از طلوع فجر چيز خورده باشيد روزههاى قضا ، محكوم به صحت است .
س 34
- در سنّ 9 سالگى كه روزه بر من واجب شده بود ، پدرم براى