تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاآت ( پائيز 1380 ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
دارند كه اگر زناشوئيشان تا آخر عمر برقرار و باقى ماند ، در شهر شوهر اقامت كنند و الّا به وطن اصليشان برگشت بنمايند ، بفرمائيد كه حكم نماز و روزهء اين زنها در ورود به وطن اصليشان چه مىباشد ؟

ج

- وطن اصلى تا از آن اعراض نشده به حكم وطن باقى است .

س 430

- فردى از شمال در تهران ازدواج كرده و حال اينكه شمال وطن شوهر است وظيفه همسر در قبال اعمال عبادى در وطن شوهر چه كيفيّت دارد ؟

ج

- وطن يكى از دو همسر حكم وطن براى ديگرى ندارد .

س 431

- وطن حقير ورامين است و وطن همسرم كرج ، فرزندم در تهران متولد شده و پس از چند روز به كرج برده شده و پس از يك ماه به شاهرود برده شد ( چون حقير كارمند و محل كارم شاهرود بوده است ) پس از حدود دو سال با انتقال حقير به سمنان ، به سمنان آمد و اكنون هفت سال است كه در سمنان مىباشد وطن فرزندم كدام يك از اين شهرهاست ؟

ج

- در فرض مرقوم جاى معينى براى فرزند شما وطن محسوب نمىشود تا خودش بعد از بلوغ محلى را براى خود وطن انتخاب كند .

س 432

- شخصى هستم اهل و ساكن بيارجمند شاهرود امّا همسرم اهل طزره دامغان و هر چند ماه يك مرتبه 2 تا 3 روز به وطن همسرم مىرويم ، حكم نماز و روزه من و همسرم چيست ؟ ضمنا بچه اين جانب در شهرستان شاهرود متولد شده است امّا الآن ساكن بيارجمند است وطن اصلى او كجاست و آيا