« العقل نفس ساكن ، والنفس عقل متحرّك » « 1 » .
و اين اقبال اشاره به كمال اتّصال بين عوالم و شدّت اتّحاد آنهاست كه به ظاهريت و مظهريت و جلوه و تجلّى و بطون و ظهور ، از آن تعبير مىكنند و اين قول حق تعالى به اقبال و ادبار عبارت از قول تكوينى است ؛ همچون قول قرآنى :
إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 2 » كه عبارت از افاضهء اشراقى و تجلّى غيبى الهى است ، و شايد اختلاف تعبير در روايات شريفه كه در بعضى ، اقبال بَدَل ادبار ، و ادبار بدل اقبال است « 3 » ، اشاره به آن باشد كه اقبالِ حقيقت عقليه عين ادبار ، و ادبار آن عين اقبال است ؛ يا به واسطهء آنكه حركت دوريه است در
هامش
( 1 ) - اثولوجيا ، ص 12 ؛ ر . ك : القبسات ، ص 401 ؛ جذوات ، ص 58 - 59 .
اين نكته قابل تذكّر است كه : در بين فلاسفه و حكما ، كتاب اثولوجيا - كه به معنى معرفة الربوبيّة است - از تأليفات ارسطو دانسته شده است ، ولى بنابر تحقيقات به عمل آمده ، اين كتاب از ارسطو نيست ، و همان تِساعيّات فلوطين مىباشد كه به وسيلهء فرفوريوس صورى تفسير و توسّط عبدالمسيح بن عبداللَّه بن ناعمة حمصى به عربى ترجمه شده است . ( ر . ك : كتاب افلوطين عندالعرب ، تحقيق عبدالرحمان بَدَوى ) .
( 2 ) - « چون [ خداوند ] بخواهد چيزى را بيافريند ، اين است كه مىگويد : موجود شو ، پسموجود مىشود » . ( يس ( 36 ) : 82 )
( 3 ) - چنانكه در ص 39 گذشت .