جامعيت تجلّى فرمود ؛ و از اين سبب ، همين اوّلْ مخلوق را به نور مقدّس نبىِّ ختمى - كه مركز ظهور اسم اعظم و مرآت تجلّى مقام جمع و جمع الجمع است - تعبير نمودهاند ؛ چنانچه در حديث است از رسول خدا كه : « اوّلْ مخلوق ، نور من است » « 1 » ، و در بعض روايات « اوّلْ مخلوق ، روح من است » « 2 » .
دوم از خصايص عقل آن است كه : اوّلْ مخلوق از روحانيّين است ، و اوّلْ مخلوق از روحانيّين اوّلْ مخلوق به قول مطلق است ؛ زيرا كه غير روحانيّين بعد از روحانيّين مخلوقند .
و مقصود از روحانيّين ، يا عالم عقلى و جملهء عقول قادسهء طوليه و عرضيه است - و اطلاق روحانى به تخلّل نسبت به آنها نمودن ، به ضَربى از تجريد است - و يا جمله عوالم مجرّده است ، و اطلاق روحانى نيز يا مبنى بر تجريد يا تغليب است . و بيان آنكه عالم روحانيّين مقدّم بر ساير موجودات ، و عقل اعظم مقدّم بر همه است ، موكول به محالّ خود از كتب عقليه است « 3 » .
سوم از خصايص عقل آن است كه مخلوق از يمين عرش است و در متعلَّق اين جارّ ، چند احتمال است :
يكى آنكه [ متعَلَّق ] كلمهء « خَلَقَ » فى قوله : « خَلَقَ الْعَقْلَ » باشد ، و معنى چنين شود كه : خلق فرمود عقل را از يمين عرش ، و جملهء حاليهء « وَهُوَ أوَّلُ خَلْقٍ » متوسّط بين جارّ و مجرور باشد ، و اين توجيه به نظر نويسنده ، اقرب است و پس از اين ، وجه آن معلوم خواهد شد .
هامش
( 1 ) - قال عليه السلام : « أوَّلُ ما خَلَقَ اللّهُ نُورِي » . ( عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 99 ، حديث 140 ؛ بحار الأنوار ، ج 15 ، ص 24 ، حديث 44 )
( 2 ) - عن النبي صلى الله عليه و آله : « أوَّلُ ما خَلَقَ اللّهُ رُوحي » . ( بحار الأنوار ، ج 54 ، ص 309 )
( 3 ) - الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 262 .