رَبُّكَ »
« 1 » ؛ زيرا كه انتخاب اين اسم در بين اسماء ، اشارت به آن شايد باشد كه در تحت تربيت كى بودى ، و دست قدرت كى در تو متصرف بود در حيات دنياوى ؟
پس اگر انسان در تحت ربوبيّت ذات مقدّس حق تربيت شده باشد ، و ظاهر و باطنش مربّى به آن تربيت باشد ، جواب مىتواند دهد . و گر نه ، يا جواب ندهد و يا « ربّي الشّيطان » و يا « ربّى النفس الأمّارة » شايد بگويد .
و بايد دانست كه ريشهء صفح و تجاوز ، از ترك حبّ دنيا و نفس ، آب مىخورد ؛ چنانچه انتقام و غضب بىمورد - كه در اين مقام مقصود است - از حبّ دنيا و نفس و اهميت دادن به مآرب دنيائى ريشه مىگيرد .
و از اين بيان معلوم شد كه صفح از جنود عقل و رحمان و از لوازم فطرت مخموره است . و ضد آن كه انتقام است از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است ؛ زيرا كه آنان كه به فطرت اصليّه و روحانيّت فطريّهء خود باقى هستند ، از آلودگى به محبّت دنيا و نفس مبرّى هستند و از تكالب - كه از خواص نفس سبعى است - عارى و برى هستند .
و امّا محتجبين به حجاب طبيعت ، چون سر و كار با آمال نفسانيّه و مطلوبات طبيعيّه دارند ، بر سر جيفهء آن تكالب كنند ، و قوّهء غضب خود را در راه طبيعت خرج كنند ، و وسائلى را كه خداى تعالى براى خلاص از دام دنيا و طبيعت به آنها داده ، با همان وسائل در دام آن افتند ، و به نعمتها و امانتهاى خدائى خيانت كنند ، و دست ناپاك نفس أمّاره را بر آنها دراز كنند .
هامش
( 1 ) - اشاره است به آنچه در روايات سؤال قبر از كافر ، وارد شده است .
( براى مثال نگاه كنيد به : بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 222 ، كتاب العدل و المعاد ، باب أحوال البرزخ و القبر ( 8 ) ، ح 22 ) .