حيلهء شيطانى است كه از هر طريق سدّ راه حق كند .
هيچگاه به خود و عمل خود به چشم رضا منگر كه اولياى خُلّص چنين بودند و خود را لا شىء مىديدند ؛ و گاهى حسنات خود را از سيّئات مىشمردند .
پسرم ! هر چه مقام معرفت بالا رود ، احساس ناچيزى غير او - جلّ وعلا - بيشتر شود .
در نماز - اين مرقات وصول الى اللَّه - پس از هر ستايش « تكبير » ى وارد است ؛ چنانچه در دخول آن « تكبير » است ، كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است ، و لو اعظم آن كه نماز است . و پس از خروج ، « تكبيرات » است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مىرساند . چه مىگويم ، كى توصيف كند ! و چه توصيف كند ! و كى را توصيف ، و با چه زبان و چه بيان توصيف كند ! كه تمام عالم ، از اعلى مراتب وجود تا اسفل سافلين ، هيچ است و هر چه هست او است ؛ و هيچ از هستى مطلق چه تواند گفت . و اگر نبود امر خداى تعالى و اجازهء او - جلّ وعلا - شايد هيچ يك از اولياء سخنى از او نمىگفتند ؛ در عين حال كه هر چه هست سخن از او است لا غير ، و كس نتواند از ذكر او سرپيچى كند كه هر ذكر ذكر او است :
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
« 1 » ؛ و
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 2 » كه شايد از لسان حق خطاب به همهء موجودات است .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
« 3 » اين
هامش
( 1 ) - « پروردگار تو حكم فرموده كه جز او را نپرستيد » . ( الإسراء ( 17 ) : 23 )
( 2 ) - « فقط تو را مىپرستيم و فقط از تو يارى مىطلبيم » . ( الفاتحة ( 1 ) : 5 )
( 3 ) - « هيچ چيزى نيست مگر آن كه با حمد و سپاس او تسبيح گويد اما شما تسبيح آنان رانمىفهميد » . ( الإسراء ( 17 ) : 44 )