و در سجده به ارضْ اشاره به حال تحقيق و مقام تحقّق به جمع بين ظاهر و باطن و اول و آخر است -
« لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ »
« 1 » . و
هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ
« 2 » .
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 3 » . و به سجدهء بر ترابْ تمام شد دائرهء كمال انسانى . و تمكين اين مقامْ تمام كمال انسان كامل است ، و آن حقيقت معراج به جميع اسماء و اعيان است ؛ و سر صلات حقيقى بر قلوب اصحاب قلب اينجا ظاهر شود ؛ و سرّ
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 4 » پديدار آيد . و له الشُّكْرُ فِى الْأوّلِ وَ الْآخِر .
فصل دوازدهم در سرّ تشهد و سلام است
[ مفاد و اشارات اذكار تشهد و سلام ]
بدان كه چنانچه سجده بر تراب رجوع به كثرت است بىاحتجاب از وحدت وضعاً و عملًا ، تشهّد و سلام رجوع به آن است قولًا و تذكّراً . ولهذا در تشهّد اوّلًا شهادت به الوهيت و وحدانيت و نفى شريك در آن است ، مشفوعاً به تحميد ، و رجوع محامد مطلقاً به ذات مقدس اسم اعظم اللَّه ؛ و پس از آن ، توجه به مقام عبوديت ولىّ مطلق محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ، و مقام رسالت آن سرور است كه منطبق با تجلّيات ذاتيه و فعليه در مرآت كثرت است ؛ و سلام بر آن سرور است ؛
هامش
( 1 ) - « او را دلى ( هشيار ) است » . ( ق ( 50 ) : 37 )
( 2 ) - « اوست كسى كه در آسمان خداست و در زمين خداست » . ( الزخرف ( 43 ) : 84 )
( 3 ) - « اوست اولين و آخرين و پيدا و نهان » . ( الحديد ( 57 ) : 3 )
( 4 ) - « هيچ جنبندهاى نيست جز آنكه ناصيهاش ( زمام اختيارش ) به دست خداست ، به درستى كه پروردگار من بر راه راست است » . ( هود ( 11 ) : 56 )