از عبادت مىتوان اللَّه شد * نى توان موسى كليم اللَّه شد « 1 »
در مصرع اول ، اشاره به مقام اهل سلوك و اصحاب وصول فرموده ، كه قدم عبوديت را در آن مدخليت است . و در مصرع دوم ، اشاره به حالت صحو بعد المحو نموده كه از افق عبوديت به كلّى خارج است . و در لسان بعض اهل معرفت اشارهء به اين تجلّى فيض اقدس است كه مىگويد : همه از آخر مىترسند و من از اول مىترسم « 2 » .
و در احاديث شريفه اشارت به اين مقام بسيار است . و اين از اسرار بزرگ « قدر » است كه اصحاب آن را از كشف آن لب فرو بستهاند و اجازهء اظهار ندادهاند .
بالجمله ، اصحاب صحو بعد المحو را حجابى از غيب و شهادت نباشد و وجود خود آنها وجود حقّانى باشد و عالم را به وجود حقّانى مشاهده كنند « وَما رَأَيْتُ شَيْئاً إلّاوَرَأَيْتُ اللَّه قَبْلَهُ وَبَعْدَهُ وَمَعَه » فرمايند . تجلّيات ذاتيه و اسمائيه و افعاليه ، هيچيك ، آنها را از ديگرى محجوب نكند ، بلكه در تجلّيات افعاليه تجلّيات ذاتيه و صفاتيه را نيز مشاهده كنند ؛ چنانچه در تجلّيات ذاتيه تجلّيات افعاليه و صفاتيه ، و در صفاتيه آن دو ديگر را شهود كنند .
[ سجدهء صلات معراج ]
و اشاره به بعض آنچه ذكر كرديم فرموده در حديث صلات معراج آنجا كه فرمايد پس از تماميت ركوع و بيان اسرار آن :
« فَقال : ارْفَعْ رَأْسَكَ ، فَرَفَعْتُ رَأْسي ؛ فَنَظْرْتُ الى شَيْءٍ ذَهَبَ مِنْهُ عَقْلي ؛ فَاسْتَقْبَلْتُ الْأرْضَ بِوَجْهي ويَدي فَأُلْهِمْتُ إنْ قُلْتُ : « سُبْحانَ رَبِّيَ الْأعْلى وَبِحَمْدِهِ » لِعُلُوِّ ما رَأَيْتُ ،
هامش
( 1 ) - اين بيت در نسخههاى موجود از مثنوى يافت نشد .
( 2 ) - مجموعهء رسائل فارسى خواجه عبداللَّه انصارى ، الهى نامه ، ج 2 ، ص 663 .